شود.

شکل1-1 پروتئين CD166 و دمين هاي آن )اولريچ والده و همکاران،2010)

ALCAM قادر است که واکنش متقابل هموفيليک را همانند هتروفيليک به کار اندازد. ژن انساني براي ALCAM روي کروموزم 3 قرار گرفته است(3q33، 1q132) و از 16 exon تشکيل شده است که داراي اندازه اي بيش از kb 200 است. ALCAM يک نوع مولکول غشايي تيپ 1 است و داراي 500 اسيد آمينه در ناحيه خارج سلول و 22 اسيد آمينه در ناحيه گذرنده از غشا ، 34 اسيد آمينه در ناحيه سيتوپلاسميک و وزن مولکولي KDa 105 است. روش هاي مختلف ژنوميکس و پروتئوميکس مختلف اشاره کرده اند که ALCAM به عنوان هدف مرتبط با آنکولوژي است..جمع بندي هاي مشابه از ترکيب علامت گذاري، تفکيک پذيري بالا با استفاده از ژل دو بعدي الکتروفوز و آناليز اسپکترومتريک توده پروتئين هاي بيان شده روي سطح سلولهاي نرمال و سلولهاي سرطلاني بدخيم انجام شده بودند و ALCAM را به عنوان پروتئين بيان شده مختلف و يک مارکر پروتئيني جديد براي بازدارندگي بيماري معرفي مي کنند. ALCAM توسط گروههاي مختلف به عنوان يک انتي ژن شناسايي شده است که توسط سلول هاي بنيادي سرطان روده معرفي شده است.
همانطور که بيان شد ALCAM به عنوان مارکرسلول هاي بنيادي سرطان کولورکتال معرفي شده است.سلول هاي بنيادي سرطان زيرمجموعه کوچکي از سلول هاي سرطاني اند که توانايي منحصر به فردي در خود تجديدي دارند.(يوسوکه شينوزاوا و همکاران،2013)کارامدي و موفقيت درمان سرطان در مرحله ي اول با ميزان بريدن توده تومور سنجيده مي شود. اما سلول هاي بنيادي سرطان مي توانند بخش خيلي کوچکي از بقاياي تومور را تشکيل دهند و با فعاليت خود تومور جديدي بسازند. روش هاي متداول شيمي درماني سلول ها تمايز يافته يا درحال تمايز را که قسمت عمده ي توده تومور را شکل مي دهند هدف قرار مي دهند اما بايد توجه داشت که اين سلول ها تنها حجم تومور را مي سازند و قادر به توليد سلول هاي جديد نيستند و در پيشرفت بيماري و رشد تومور نقشي ندارند در حالي که جمعيت سلول هاي سرطاني که سرطان و رشد تومور را سبب مي شوند، دست نخورده و دور از چشم باقي مانده و باعث عود کردن بيماري مي شوند.برخي محققان بر اين باورند که در مرکز هر توموري تعداد کمي سلول هاي بنيادي نابهنجار قرار گرفته اند که رشد بافت هاي بدخيم و ناهنجار را تداوم مي بخشند.اگر اين نظر درست باشد، مي تواند توضيح دهد که چرا تومورها اغلب حتي پس از اينکه به وسيله داروهاي ضد سرطان تقريباً تخريب شده اند دوباره بازسازي مي شوند. اين حالت همچنين يک راهکار متفاوت براي ايجاد داروهاي ضد سرطان را نشان مي دهد و دال بر آن است که اين داروها مي بايستي براي از بين بردن سلول هاي بنيادي سرطاني و نه براي توانايي شان در از بين بردن هر سلولي و کوچک کردن تومورها، انتخاب شوند.
طبق گزارشات صورت گرفته بيش از 90% مرگ و ميرهاي سرطاني به دليل متاستاز رخ مي دهند .تومورهاي اوليه مي توانند توسط جراحي يا درمان هاي مكمل شيميايي به خوبي درمان شوند، اما سرطان هايي كه به مرحله متاستاز رسيده اندبه درمان مقاوم اند. اين خصوصيت مقاومت، دليل فراواني مرگ رادرميان افراد داراي متاستاز نشان مي دهد. بنابراين درمان موثر سرطان وابستگي زيادي به شناخت كامل فرايند هاي ايجادكننده متا ستاز وفراهم كردن راهكارهايي براي مقابله با اين پديده دارد. متاستاز به مفهوم رشد، تكثير و تهاجم سلولهاي توموري در مكانهاي متفاوت بدن مي باشد)محمدرضا نوري دلويي و همکاران ،1391).هم چنين يکي از معظلات اسا سي که براي سرطان کولورکتال در نظر گرفته شده است متاستاز ان به خصوص به بافت هاي کبد و ريه مي باشد.

شکل1-4 رنگ اميزي ايمنوهيستوشيميايي Cd166 در ضايعات اوليه سرطان کولورکتال-A بيان قوي CD166-B بيان ضعيف CD166 (مايکل تاچزي و همکاران،2012)
1-3 مساله تحقيق
ALCAM يک عضو از خانواده ايمنو گلوبولين ها است .ALCAM قادر است که واکنش متقابل هموفيليک را همانند هتروفيليک به کار اندازد. ژن انساني براي ALCAM روي کروموزم 3 قرار گرفته است(3q33، 1q132) و از 16 exon تشکيل شده است که داراي اندازه اي بيش از kb 200 است. ALCAM يک نوع مولکول غشايي تيپ 1 است و داراي 500 اسيد آمينه در ناحيه خارج سلول و 22 اسيد آمينه در ناحيه گذرنده از غشا ، 34 اسيد آمينه در ناحيه سيتوپلاسميک و يک ناحيه مولکولي KDa 105 است. روشهاي مختلف ژنوميکس و پروتئوميکس مختلف اشاره کرده اند که ALCAM به عنوان هدف مرتبط با آنکولوژي است..جمع بندي هاي مشابه از ترکيب علامت گذاري، تفکيک پذيري بالا با استفاده از ژل دو بعدي الکتروفوز و آناليز اسپکترومتريک توده پروتئين هاي بيان شده روي سطح سلولهاي نرمال و سلولهاي سرطلاني بدخيم انجام شده بودند و ALCAM را به عنوان پروتئين بيان شده مختلف و يک مارکر پروتئيني جديد براي بازدارندگي بيماري معرفي مي کنند… ALCAM توسط گروههاي مختلف به عنوان يک انتي ژن شناسايي شده است که توسط سلول هاي بنيادي سرطان روده معرفي شده است.
همانطور که بيان شد ALCAM به عنوان مارکرسلول هاي بنيادي سرطان کولورکتال معرفي شده است.سلول هاي بنيادي سرطان زيرمجموعه کوچکي از سلول هاي سرطاني اند که توانايي منحصر به فردي در خود تجديدي دارند.(يوسوکه شينوزاوا و همکاران،2013)کارامدي و موفقيت درمان سرطان در مرحله ي اول با ميزان بريدن توده تومور سنجيده مي شود. اما سلول هاي بنيادي سرطان مي توانند بخش خيلي کوچکي از بقاياي تومور را تشکيل دهند و با فعاليت خود تومور جديدي بسازند. روش هاي متداول شيمي درماني سلول ها تمايز يافته يا درحال تمايز را که قسمت عمده ي توده تومور را شکل مي دهند هدف قرار مي دهند اما بايد توجه داشت که اين سلول ها تنها حجم تومور را مي سازند و قادر به توليد سلول هاي جديد نيستند و در پيشرفت بيماري و رشد تومور نقشي ندارند در حالي که جمعيت سلول هاي سرطاني که سرطان و رشد تومور را سبب مي شوند، دست نخورده و دور از چشم باقي مانده و باعث عود کردن بيماري مي شوند.برخي محققان بر اين باورند که در مرکز هر توموري تعداد کمي سلول هاي بنيادي نابهنجار قرار گرفته اند که رشد بافت هاي بدخيم و ناهنجار را تداوم مي بخشند.اگر اين نظر درست باشد، مي تواند توضيح دهد که چرا تومورها اغلب حتي پس از اينکه به وسيله داروهاي ضد سرطان تقريباً تخريب شده اند دوباره بازسازي مي شوند. اين حالت همچنين يک راهکار متفاوت براي ايجاد داروهاي ضد سرطان را نشان مي دهد و دال بر آن است که اين داروها مي بايستي براي از بين بردن سلول هاي بنيادي سرطاني و نه براي توانايي شان در از بين بردن هر سلولي و کوچک کردن تومورها، انتخاب شوند.
طبق گزارشات صورت گرفته بيش از 90% مرگ و ميرهاي سرطاني به دليل متاستاز رخ مي دهند .تومورهاي اوليه مي توانند توسط جراحي يا درمان هاي مكمل شيميايي به خوبي درمان شوند، اما سرطان هايي كه به مرحله متاستاز رسيده اندبه درمان مقاوم اند. اين خصوصيت مقاومت، دليل فراواني مرگ رادرميان افراد داراي متاستاز نشان مي دهد. بنابراين درمان موثر سرطان وابستگي زيادي به شناخت كامل فرايند هاي ايجادكننده متا ستاز وفراهم كردن راهكارهايي براي مقابله با اين پديده دارد. متاستاز به مفهوم رشد، تكثير و تهاجم سلولهاي توموري در مكانهاي متفاوت بدن مي باشد)محمدرضا نوري دلويي و همکاران ،1391).هم چنين يکي از معظلات اسا سي که براي سرطان کولورکتال در نظر گرفته شده است متاستاز ان به خصوص به بافت هاي کبد و ريه مي باشد.
در اين مطالعه ما در نظر داريم با آناليز بيوانفورماتيکي ، کلونينگ و بيان پروتئين سطحي CD166 ، پتانسيل موجود براي بهبود روش هاي تشخيص مثل توليد کيت هاي تشخيصي جهت تشخيص زودهنگام و پيش از بدخيم شدن سلول هاي سرطاني کولورکتال و همچنين گشايشي در توليد واکسن عليه سرطان کولورکتال را بررسي کنيم. در اين مطالعه فرضيه هاي زير مطرح شد.
– توالي مورد نظر را مي توان از طريق نرم افزارهاي بيوانفورماتيکي بهينه کرد.
– مولکول سنتز شده مي تواند در ميزبان مناسب کولون و بيان شود.

فصل دوم : مروري بر تحقيقات انجام شده
2-1 166 CD در درمان سرطان
افزايش دلايل و شواهد مبني بر اينکه انواع سرطان ها ناشي از جمعيت هاي کوچک سلول هاي بنيادي سرطان15 () بوده که در شيمي درماني هاي متداول مي توانند زنده بمانند و قادر به بازسازي تومور اصلي مي باشند ، توسعه درمان هاي جديد را که CSC را هدف قرار داده تسريع مي کند . سلول هاي CRC 16 نشان دهنده مارکرهاي CSC شناخته شده ، ضمن بررسي با داروهاي شيميايي درماني در محيط آزمايشگاه ، ماندگاري بيشتر يا قابليت رشد بيشتر تومور در بافت زنده را نشان نمي دهند . ( مانوئل گيوسپه17 و همکاران ،2012 ، سالمون اوفوري و جودي کينگ18،2008، يوسوکه شينوزاوا و همکاران،2013؛ محمدرضا نوري دلويي و همکاران ،1391)
اين پروتئين در تعامل سلول- سلول از نوع هموفيليک و هتروفيليک نقش دارد.در نوع هموفيليک واکنش مي دهد .(اولريچ CD6) و در تعامل هتروفيليک با ALCAM-ALCAM با خودش (
وايدله و همکاران،2010؛ اريک اندرسون و همکاران19،2011؛کاترينا فانالي و همکاران20 ،2014)
مولکول فعال چسبند به لکوسيت( CD166 و ALCAM ) بر اساس گزارش هاي تحقيقاتي در رشد سرطان کولورتال (CRC) و فعاليت خاص آن به عنوان نشانه سلول پايه سرطان ، مورد توجه مي باشد. (ويچرت و همکاران21،2004)

در دو نوع تعامل سلول -سلول هموفيليک 22و ALCAMاين نکته مشخص گرديده است که
هتروفيليک23 به عنوان ميانجي عمل مي کند.. مشخص شده گليکوزيلاسيون24 پس از ترجمه هيچ اثري بروي خاصيت اتصالي هموفيليک ندارد.(گيادو اسوارت25،2002)
ALCAM در بيماران مبتلا به CRC ظاهر مي شود و مي توان از آن به عنوان شاخص تشخيصي استفاده کرد. ALCAM در بيشتر زخم هاي اوليه (76 درصد) و ثانويه (62 درصد) CRC ظاهر مي شود. ظاهر شدن بيشتر آن در تومورهاي متمايز ، بيشتر نشان دهنده نقش احتمالي آن در مراحل اوليه رشد تومور بوده و کاهش آن با چسبندگي سلولي کمتر و در نتيجه پتانسيل بيشتر متاستاژ تومور همراه است . ( تاچزي26 و همکاران ،2012)
ميانگين نسبت ظاهر شدن 166 CD (ALCAM) در سرطان کولورتال به لحاظ ايمونوليستوشيميايي 56 درصد مي باشد . به طور خاص در سرطان کولورتال نتايج نشان دهنده ظاهر شدن (166 CD مثبت به عنوان شاخص مستقل با ايجاد تومور کوچکتر بوده که با اين حال در نزديکي غدد لنفاوي به شدت گسترش يافته اند . بر اساس بررسي هاي منتشر شده ، موقعيت هاي سلولي مختلف 166 CD (ALCAM ) از ارزش تشخيص قابل توجهي برخوردار است. (چائوني 27و همکاران ،2013)
متاستاز و عود مجدد سرطان کولورکتال بعد از درمان به سلول هاي بنيادي مربوط مي شود. از سال 2006 تا 2012 ، نمونه هاي کولکتومي28 ( برداشتن تمام يا بخشي از روده بزرگ ) بيماران مبتلا به سرطان روده که در دانشگاه علوم پزشکي بابل در ايران انجام شده بود بررسي شدند . نتايج نشان داد که بيان 166 CD در بيشتر از دو سوم بيماران ديده مي شود . 166 CD هم مي تواند بيان سيتوپلاسمي داشته باشد هم مي تواند بيان غشايي . بيان غشايي شاخص 166 CD در سرطان کولورکتال بيشتر مربوط به راست روده مي شود. (شافعي29 و همکاران ، 2013)
166 CD که به عنوان مولکول چسبندگي سلول لوکوسيت فعال شده (ALCAM) نيز شناخته شده ، توسط انواع سلول ها در چندين بافت ظاهر مي شود . با وجود اين ، نقش 166 CD در سلول هاي بدخيم به ويژه در سرطان لوزالمعده مورد اختلاف است . روش هاي ايمونوهيستوشيمي و سيتومتري جريان را جهت آناليز بيان 166 CD در بافت هاي جراحي شده لوزالمعده در رشته هاي سلول سرطان لوزالمعده انجام

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید