آنغوزه داراي ترکيبات فنلي بالايي است.
– گياه مرتعي-دارويي آنغوزه با داشتن خواص ضدميکروبي يکي از گياهان مهم در سلامت به‌شمار مي‌رود.
– گياه مرتعي-دارويي آنغوزه داراي پتانسيل‌هاي بالقوه در زمينه صادرات غير نفتي ‌به‌شمار مي‌رود.

1-5- ويژگي‌هاي گياه‌شناسي تيره چتريان
تيره‌ي ازگياهان گلدار جداگلبرگ شامل 150 جنس و در حدود 3000 گونه گياه است که عمدتا در مناطق معتدله مخصوصاً در نيمکره شمالي مي‌رويند. وجود گل آذين چتري و برگ‌هاي غالباً مرکب ازبريدگي‌هاي باريک و نازک آن‌ها از ساير گياهان بخوبي متمايز مي‌سازد. به علت وجود گل آذين چتري است که اين تيره، تيره چتريان نيز ناميده مي‌شود.
گياهان عموماً علفي يک يا چند ساله داراي ساقه غالبا راست يا خزنده و معمولا شياردار مي‌باشد. برگ‌هاي آن‌ها متناوب ساده و يا داراي پهنک منقسم به بريدگي‌هاي بسيار و معمولاً منتهي به دمبرگ غلافداري است که ساقه را در محل اتصال به آن فرا مي‌گيرد . غالب گل‌هاي نر – ماده دارند ولي در بين آن‌ها گياهان پلي گام، يک پايه يا دو پايه نيز يافت مي‌شود(حيدري، 1390).
در پايه اشعه گل آذين چتري آن‌ها غالبا برگه‌ها(براکته) بوضع فراهم مشاهده مي‌شود که مجموعاً انولوکر(Involucre) نام دارد. درانواعي از اين گياهان نيز که گل‌آذين چترمرکب دارند هريک ازشعاع‌هاي چتراصلي به جاي آن‌که به يک گل ختم شود به يک چتر کوچک منتهي مي‌گردد. در پايه هريک ازچترهاي کوچک اخير نيز غالباً انولوکري مرکب از براکته‌هاي کوچکتر بنام انولوسل (Involucelle) ديده مي‌شود. گل‌هاي آن‌ها کوچک به رنگ‌هاي سفيد يا زرد و مرکب از قطعات 5 تائي است بطوري‌که در هر گل آن‌ها 5 کاسبرگ، 5 گلبرگ، 5 پرچم و 2 برچه مشاهده مي‌گردد. ازاختصاصات ديگر گياهان اين تيره آن است که گل‌هاي کناري گل آذين آن‌ها ، غالبا گلبرگ‌هاي درشت‌تر از گياهان ديگر دارند و اين خود در جلب حشرات به سمت گل و مداخله آن‌ها درانجام عمل آميزش تاثير فراوان دارد(حيدري، 1390).
مادگي اين گياهان شامل دوبرجه است که به يکديگر و به نهنج گل پيوستگي داشته مجموعاً تخمداني 2 خانه و مشخص به دو برجستگي غده مانند(stylopode) بوجود مي‌آورند. قسمت آزاد برجستگي‌هاي مذکور به 2 خامه منتهي مي‌شود. در داخل تخمدان آن‌ها معمولا 2 تخمک در هر خانه بوجود مي‌آيد ولي فقط يکي ازآن‌ها به رشد خود ادامه مي‌دهد، تخمک‌ها دراين گياهان عموما يک غشايي و داراي خورش کم است. ميوه آن‌ها دو فندقه‌اي است ولي اين دو فندقه قبلاً به هم اتصال داشته و بعدا درطي دوران نمو ازهم جدا مي‌گردند و هر يک به صورت يک فندقه مستقل درمي‌آيند. درقسمت فوقاني ميوه اين گياهان معمولاً اثر خامه ديده مي‌شود. هريک از دو فندقه مذکور مريکارپ(mericarpe) ناميده مي‌شود و بر روي پايه‌اي به نام کلومل(Columelle) واقع مي‌باشد. اين پايه برخلاف آنچه که تصور مي‌رود ادامه محور گل نيست بلکه از بافت‌هاي مريکارپ نتيجه مي‌گردد. هر مريکارپ داراي يک قسمت مسطح(محلي که اين دو نيمه به يکديگر اتصال داشته‌اند) و يک قسمت محدب است. ناحيه محدب آن‌ها داراي 5 کناره يا لبه برجسته(cote) مي‌باشد که يکي پشتي، 2 تا جانبي و 2تاي ديگري کناري است. از هر لبه مذکور يک دسته آوندي بنحوي عبور مي‌کند که آوندهاي چوبي آن در داخل وآبکش‌ها در خارج واقع است. درناحيه سطح هريک از مريکارپ‌ها نيز دو دسته آوندي به وضع طولي وجود دارد. در فاصله هر دو لبه برجسته يک فرو رفتگي بنام (vallecule) است که در آن مجاري کوتاه ترشحي به صورتي که ذکر مي‌شود قراردارند(حيدري، 1390).
ميوه دو فندقه‌اي گياهان مختلف اين تيره تدريجاً درطي دوران متحمل تغييراتي مي‌شود که منجر به پيدايش لبه‌هاي کوچک ثانوي درشيارهاي ميوه مي‌گردد. برجستگي‌هاي اخير نيز گاهي داراي تارها و يا زوائد قلاب مانند مي‌شوند و پيدايش آن‌ها در ميوه بيشتر موجب تسهيل انتشار و پراکندگي ميوه مي‌گردد.
ميوه گياهان اين تيره به صور مختلف استوانه‌اي، نيمه مسطح يا مسطح وگاهي پوشيده ازتارهاي خشن ويا خار مانند است. هريک از اين صفات نيز به نوبه خود در تشخيص اين گياهان کمک موثري مي‌نمايد.
دانه آن‌ها داراي آلبومن فراوان و گاهي گوشتدار است. دستگاه ترشحي اين گياهان شامل مجاري شيزوژن(اسکيزوژن) است که درتمام اندام‌هاي گياه مانند دايره محيطيه ريشه اوليه مقابل دسته‌هاي چوبي، پارانشيم آبکشي، پوست و مغز ساقه، دمبرگ و رگبرگ‌ها و همچنين در ميوه به صورت کيسه‌ها يا مجاري کوتاه و دراز، پراکندگي دارد. در اين مجاري موادي با بوي مطبوع و گاهي نامطبوع، شيري رنگ يا به رنگ مايل به زرد جريان دارد. در بين گياهان تيره جعفري گونه‌هاي فراوان دارويي وجود دارد که اغلب آن‌ها مورد شناسايي مردم بوده درطبابت مورد استفاده قرار مي‌گيرند. بعضي ازآن‌ها مانند جعفري، شويد، کرفس، رازيانه، گشنيز، زيره و …. ريشه يا برگ يا ميوه قابل استفاده در تغذيه دارند در بين آن‌ها انواع سمي و کشنده نيز يافت مي‌شود.
جنس‌هاي مهم اين تيره از نظر تعداد عبارتند از:
Hydrocotyle (78گونه)
Sanicula ( 30گونه)
Bupleurum (100گونه)
Carum (30گونه)
Ferula (60گونه)
Pimpinella (200گونه)
Peucedanum (200گونه)
Heracleum (80گونه)
Daucus (30گونه)
(حيدري، 1390).
1-5-1- ويژگي گياه‌شناسي آنغوزه(Ferula assa-foetida)
گياه آنغوزه(آنغوزه هراتي, خوراکما, کورن کما و آنگرو)با نام علمي Ferula assa-foetida و از خانوده Apiaceae)Ambelliferae) (چتريان)، گياهي است، کرکدار و مونوكارپ، علفي، پايا كه 6-8 و گاهي 10 سال عمر مي‌نمايد. ساقه ضخيم، استوانه‌اي و راست با تعداد زيادي کانال مترشحه در پارانشيم پوست به ارتفاع 1 تا 2 متر كه در انتها به مجموعه‌اي از گل‌هاي هرمافروديت زرد و سفيد مجتمع با گل آذين چتر مركب ختم مي‌شود. ميوه، دو فندقه قهوه‌اي تيره يا خرمايي، بيضوي نسبتاً مسطح داراي دو بال، متوسط وزن هزار دانه 10 گرم مي‌باشد. برگ‌هاي آن، روزت با اندازه 15×15 سانتي‌متر، متناوب و گاهي مرکب، بدون دمبرگ با شيارها و تقسيمات عميق به‌رنگ سبز مايل به خاكستري و غبار آلود در قاعده ساقه مي‌باشد. بسته به ميزان بار ندگي و ساير شرايط محيطي هر چند سال يك بار به گل مي رود آذرنيوند، 1384). رشد گياه به صورت روزت بوده و از سن پنج سالگي به بعد با ايجاد ساقه گل دهنده به مرحله زايشي مي‌رود.
ريشه اصلي گياه قطور و مخروطي بوده كه در سال اول به قطر 1 تا 5/1 سانتي‌متر رسيده و پس از 4 تا 5 سال به 4 تا 6 سانتي‌متر مي‌رسد. يقه گياه توسط يك لايه الياف مانندي در برگرفته شده كه جوانه انتهايي را در زمان خواب در زير خاك حفظ مي‌نمايد. محصول آنغوزه از بخش اصلي ريشه جمع‌آوري مي‌شود. آنغوزه گياهي خودگشن است اما تا حدودي گرده‌افشاني توسط حشرات در آن مشاهده شده است.

1-5-2-پراكنش جغرافيايي:
اين گياه بومى شرق ايران و غرب افغانستان و داراى انواع تلخ و شيرين است. آنغوزه تلخ در استان‌هاى كرمان و فارس و آنغوزه شيرين در استان‌هاى يزد و خراسان مى‌رويد. در ايران آنغوزه در ناحيه فلات مركزي ايران و مناطق كويري تا سلسله جبال زاگرس و دامنه‌هاي جنوبي البرز در استان‌هاي كرمان، فارس، خراسان، يزد، سمنان، سيستان و بلوچستان، هرمزگان، اصفهان، لرستان، بوشهر و كهکيلويه و بويراحمد مي‌باشد(سلطاني‌پور و همکاران، 1385).

1-5-3-شرايط رويشي و نيازهاي اکولوژيکي گياه:
1-5-3-1-شرايط رويشي
رويشگاه‌هاي آنغوزه در محدوده ارتفاعي 700 تا 2800 متري پراكنده است. اگرچه اين گياه در تمام شيب‌ها استقرار دارد ليكن در شيب‌هاي شمالي از پراكنش بيشتري برخوردار است.
بارندگي ساليانه 5/90 تا 218 ميلي‌متر، تغييرات درجه حرارت 5/12- درجه و 47 درجه سانتي‌گراد، استقرار در تشكيلات آهكي و مارني و بافت خاك سبك عموماً سنگريزه‌اي و تشكيل يافته از واريزه‌هاي بادبزني با عمق خاك بسيار كم و عمدتاً بيرون زدگي‌هاي صخره‌اي،pH قليايي در حدود 8 تا 5/8 از ديگر ويژگي‌هاي رويشگاه‌هاي اين گياه در مناطق مطالعه شده محسوب مي‌گردد(آذرنيوند، 1384).
آنغوزه عموماً با گياهاني همچون درمنه، گياهان بالشتكي مثل گون و گرامينه‌هايي مثل اگروپايرون و پوآ همراه مي‌باشد. همچنين رويشگاه‌هاي اين گياه در جنگل‌هاي تخريب شده بنه و بادامشك و انجيركوهي مي‌باشد. گونه‌هاي گياهان دارويي ديگري نيز همچون گونه‌هاي آويشن، كلپوره، زيره سياه، كاكوتي، مخلصه و … نيز همراه با اين گياه قابل مشاهده مي‌باشد.

1-5-3-2-اکولوژي:
اين گياه در نواحي باير، زمين‌هاي ماسه‌اي خشك و حاوي تركيبات آهكي، در مناطق گرم در ارتفاع 2400 متر بالاتر از سطح دريا و در مناطقي با پستي و بلندي زياد در شيب‌هاي 15 درصد با ميزان بارندگي در حدود 350 – 70 ميلي‌متر مي‌رويد. خاك رويشگاه‌هاي آنغوزه معمولاً داراي عمق كم، اين گياه اواسط اسفندماه سبز مي‌شود و متحمل به درجه حرارت‌هاي پايين و شوري خاك مي‌باشد.
مرحله رشد گياه از اوايل بهار تا اواسط تيرماه ادامه دارد. سپس دوره خواب بوته هاي نابالغ آغاز و تا بهار سال بعد به طول خواهد انجاميد. حيات گياه توسط اندام‌هاي زيرزميني(ريشه و جوانه انتهايي) حفظ مي‌شود. سال بعد دوباره از جوانه‌اي كه روي ريشه و در زير خاك قرار گرفته است برگ‌هاي جديدي تشكيل مي‌شود و گياه ادامه حيات مي‌دهد. تكثير و بهره‌برداري تنها راه تجديد حيات طبيعي گياه آنغوزه از طريق بذر است. هر ساقه گل دهنده انبوهي از بذر را در دستجات چتر مانندي توليد مي‌نمايد. استاندارد قوه ناميه بذر بيش از 80 درصد است و تا 3 سال قوه ناميه خود را حفظ مي‌كند. استاندارد خلوص آن نيز حدود 80 درصد مي‌باشد همچنين در سال‌هاي اخير به منظور تكثير گياه آنغوزه، مطالعات كشت بافت از طريق جنين زايي سوماتيكي و باززايي از طريق كالوس نيز انجام گرفته است(فخيره و همکاران، 1388).

1-5-4-تركيبات شيميايي صمغ آنغوزه:
آنغوزه داراى ??-? درصد روغن فرار، ??-?? درصد رزين و ?? درصد صمغ، 3 تا 7 درصد اسانس، 1-28 درصد اسيدفروليک و به مقدار بسيار جزئي از وانيلين تشكيل شده است، روغن فرار داراى رنگ زرد با بوى تند شبيه بوى سير است. قسمت عمده مواد موجود در روغن فرار را تركيبات سولفيدى كه اكثراً به فرم دى سولفيد است تشكيل مى دهند(آذرنيوند، 1384).
اسانس آنغوزه مايعي صاف، بي رنگ و يا به رنگ زرد روشن و يا قهوه‌اي با بوي سير است. شامل دو نوع ترپن، پينن و يك سزكوئي ترين با بوي لاواند و تركيبات گوگردي است كه 65 درصد آن را تشكيل مي‌دهند.

1-6- موارد مصرفي و خواص دارويي گياه آنغوزه:
از اسانس آنغوزه به طور عمده به عنوان چاشني در صنايع غذايي به ويژه تهيه انواع سس استفاده مي‌شود. صمغ آنغوزه در سابق ادويه مرسوم رومي‌ها بوده و امروزه در هند به طور وسيع به عنوان ادويه در تهيه غذاها، انواع ماهي، سبزيجات و انواع سس مصرف مي‌شود. بخش‌هاي سبز گياه نيز بعنوان سبزي خورده مي‌شود. از صمغ گياه علاوه بر مصارف دارويي در صنايع عطرسازي و تهيه ضماد استفاده مي‌شود.

1-6-1- آنغوزه در طب نوين
آنغوزه داراى اثر ضداسپاسم و بادشكن است و در رفع بيمارى هاى تنفسى و دستگاه گوارش با منشاء عصبى استفاده مى‌شود. خلط آور، تاثير ضدتشنج، ضدکرم، اشتهاآور، رفع تنبلي روده، رفع درد کليه، تقويت حافظه، ضد روماتيسم، رفع ضرر اغذيه چرب، ضدگرفتگي عضلات و تاثير بر فشار خون از اثرات ديگر آنغوزه مي‌باشد(ميرداوودي اخوان و باباخانلو، 1380).
محققان در دانشگاه کائوژينگ تايوان عوامل شيميايي ضدويروسي قدرتمندي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید