تقي زاده1، a2004؛ تقي زاده، b2004؛ منصوري و همکاران، 1382؛ نجف نژاد، 1385؛ اسکافيلد و پل2 ، 1993).
زماني که مواد خوراکي در مايع شکمبه قرار مي گيرند کربوهيدراتها تخمير و به اسيدهاي چرب کوتاه زنجير و گازها (مخصوصا CO2 وCH4) تبديل مي شوند و يا در ساختمان ميکروب ها مورد استفاده قرار مي گيرند. گاز توليدي در نتيجه تخمير پروتئين ها کمتر است، همچنين گاز توليدي از چربي ها نيز قابل اغماض مي باشد. همبستگي بالايي بين توليد گاز و ناپديد شدن ديواره سلولي(99/0 =r) گزارش شده است (تقي زاده، a2004؛ تقي زاده، b2004؛ نجف نژاد، 1385).
از نکات حائز اهميت که از ايرادات اين روش نيز مي باشد، اين است که در نسبت هاي مولي متفاوت اسيدهاي چرب فرار توليد گاز متفاوت است. محققين زيادي روش هاي رياضي متفاوتي براي حل اين مشکل پيشنهاد کرده اند ولي هيچکدام نتايج رضايت بخشي ارائه نکرده اند (نجف نژاد، 1385). در فن توليد گاز ميزان توده ميکروبي از 24 تا 48 ساعت انکوباسيون کاهش مي يابد، اگر اين کاهش به واسطه مردن و متلاشي شدن ميکروب ها باشد، قسمتي از اجساد ميکروب ها ممکن است در تخمير بعدي به اسيدهاي چرب فرار و گاز تخمير شوند. اگرچه اين امر تاثيري روي رابطه بين اسيدهاي بين اسيدهاي چرب فرار و توليدگاز نمي گذارد، ولي مي تواند منجر به تخمين بيش از حد قابليت هضم شود. اين امر ممکن است روي حجم کل گاز توليدي و در نتيجه ميزان سرعت تخمير شدن که از روي توليد گاز اندازه گيري مي شود، اثر بگذارد و مي تواند توضيحي براي عدم همبستگي بين ميزان ثابتهاي حجم گاز و ثابتهاي تجزيه پذيري در کيسه هاي نايلوني باشد (منصوري و همکاران، 1382).
منحني توليد گاز سيگموئيدي و داراي سه مرحله مشخص مي باشد :
فاز اول: فاز ابتدايي است که توليد گاز در اين مرحله آرام بوده يا اصلاً توليد نمي شود.
فاز دوم: سرعت توليد گاز بالا بوده که فاز تصاعدي مي گويند.
فاز سوم: دوباره سرعت توليد گاز کم شده و نهايتا به صفر مي رسد(خط مجانب يا فاز Asymptotic).
در فاز ابتدايي انکوباسيون، اتصال و کلوني سازي ميکروارگانيسم هاي شکمبه بر روي مواد خوراکي انجام مي شود. زماني که سطح مواد خوراکي توسط ميکروارگانيسم ها يا آنزيم ها اشباع شد، فاز تصاعدي توليدگاز شروع مي شود. در طول اين فاز بيشتر قسمت ها با سرعت تجزيه بالا و مواد خوراکي غيرمحلول تجزيه مي شوند. سپس موادي که قابليت هضم کمتري دارند باقي مانده و نهايتاً اين مواد تجزيه نشده و توليد گاز به صفر مي رسد (نجف نژاد، 1385).
در مقايسه بين روش توليد گاز و نرخ ناپديد شدن مواد خوراکي با تکنيک کيسه هاي نايلوني، اين روش به خاطر سادگي روش کار، کمتر بودن عوامل ايجاد کننده خطا، نياز به تعداد کمتر نمونه و همچنين سرعت عمل و توليد اطلاعات اضافي نسبت به روش کيسه هاي نايلوني مي تواند تکميل کننده و جايگزين مناسبي براي روش کيسه هاي نايلوني باشد(گتاچيو وهمکاران1، 2002).
از جمله فاکتورهاي مختلفي که توليد گاز را در محيط آزمايشگاه تحت تاثير قرار مي دهند عبارتند از (ادسوگان وهمکاران2، 2000):
1- شکل نمونه: آسياب و خرد کردن، توليدگاز و تخميرات را بالا مي برد.
2- خشک کردن نمونه ها: زدودن اجزاء فرار از تخميرات سوبستراها به طور غيرمستقيم توليد گاز را کاهش مي دهد.
3- ترکيب بافر: فسفر بالاي بافر توليدگاز را بوسيله جذب پروتوني که استفاده مي شود در توليد دي اکسيد کربن، کاهش مي دهد.
4- pH و دماي غالب: با کاهش دماي مايع شکمبه توليد گاز کاهش مي يابد.
5- ترکيب سوبسترا و جمعيت ميکروبي: ميزان گاز توليدشده به بخش محلول و غيرمحلول سوبسترا نيز بستگي دارد.

انرژي علوفه مي تواند بوسيله محاسبه مقدار گاز توليدي در 24 ساعت و آناليز مقدار پروتئين خام و چربي خام تعيين شود.
NEL(Mcal/Ib) = [2.20 + (0.272×Gas) + (0.057×CP) + (0.149×EE)]/14.64
که در اينجا :
Gas = گاز توليدي در 24 ساعت(ميلي ليتر بر گرم ماده خشک) ، CP = پروتئين خام در ماده خشک و EE = درصد مولي چربي خام در ماده خشک.
نسبت مولي اسيدهاي چرب توليد شده در شکمبه به شرح زير است.
4H2+2CO2+ 2 مول استات 2H2O+ يک مول هگزوز
2H2O+ 2 مول پروپيونات 2H2+ يک مول هگزوز
2H2+2CO2+ بوتيرات يک مول هگزوز
CH4 + 2H2O CO2 +4H2
بنابراين نسبت اسيدهاي چرب فرار هم روي حجم گاز اثر مي گذارند، زيرا فقط تخمير ماده خوراکي به استات و بوتيرات است که توليد گاز کربنيک و در نتيجه گاز متان مي کند و در حدود 50 % حجم گازهاي توليدي شامل گاز کربنيک و متان است که از تخمير مواد توليد مي شوند. تخمير مواد سريع التخمير احتمالاً منجر به توليد نسبت بيشتري از پروپيونات مي شود و مي تواند به ازاء هر واحد اسيد چرب فرار توليد شده، گاز توليد شود (منصوري و همکاران، 1382؛ نجف نژاد، 1385).
منصوري و همکاران (1382) ارزش غذايي علف خشک يونجه، علف ني و کاه گندم را با استفاده از روش توليدگاز بدست آوردند. تقي زاده و همکاران (2004) خصوصيات تخميري شبدر، دانه جو و سيلاژ ذرت را با روش توليد گاز و in situ بررسي نموده و همبستگي معني داري بين داده هاي تجزيه پذيري in situ و گاز توليدي 24 ساعت پس از انکوباسيون را 78/0 = r گزارش کرد.

1-11- خوشخوراکي و اهميت آن1:
با شناخت و بررسي خوشخوراکي نسبي گياهان مي توان از طريق اجراي طرحهاي صحيح مرتعداري اقدام به حمايت از گونه هاي خوشخوراک بومي نموده و بدين وسيله علوفه مناسب براي دامها تهيه نمود. ارزش غذايي گياهان گاهي تحت الشعاع ميزان خوشخوراکي آنها قرار مي گيرد زيرا ممکن است بعضي از نباتات از نظر ارزش غذايي برتر باشند ولي دامها رغبت چنداني براي چراي آنها از خود نشان ندهند.
به منظور شناخت اصطلاح خوشخوراکي لازم است که اين واژه قبلاً تعريف شود و عواملي که در تعيين آن موثرند مورد بررسي قرار گيرند. خوشخوراکي از نظر معني مدتها مورد اختلاف نظر متخصصين مرتعي و تغذيه دام بود و تعاريف مختلفي از آن در کتابها و نشريات ديده مي شود. از جمله:
ديتن2 (1931) تعريفي به شرح زير ارائه نموده است:
خوشخوراکي عبارت است از ميل و رغبت نسبي دام در مصرف نباتات علوفه اي.
خوشخوراکي گياهان عاملي است که دام ها را هنگام چرا تحريک مي نمايد تا گونه اي از نباتات را بر ساير گونه ها ترجيح دهند.

1-11-1- عوامل موثر بر خوشخوراکي:
خوشخوراکي، مجموع عواملي است که سبب مي شود گياه در مقابل گياهان ديگر از ارزش رجحاني بالاتري برخوردار باشد، عوامل متعددي بر ميزان خوشخوراکي گونه هاي گياهي تاثير مي گذارند که به طور کلي مي توان اين عوامل را به دو گروه عوامل مربوط به دام (انتخاب چرايي انواع دام، سن، آبستني و گرسنگي دام) و عوامل گياهي (ترکيبات شيميايي گياهان، مراحل رشد گياه، خوشخوراکي و فراواني گونه هاي همراه، شرايط محيطي و خصوصيات فيزيکي گياه) تفکيک کرد (باغستاني و ارزاني، 1384).
با توجه به اينکه پيش بيني نحوه تغذيه دام امر پيچيده اي است، از اين رو انتخاب علوفه نه تنها بين گونه هاي دامي متغير است، بلکه بسته به مرحله رسيدگي گياه، وضعيت آب و هوايي منطقه و ميزان دسترسي به علوفه نيز متغير است.
هدايت (1381) عواملي را که روي خوشخوراکي موثر مي باشند را به شرح زير بررسي نموده است:
1. سن گياه:
اغلب گياهان در مراحل اوليه رشد خوشخوراک تر از مراحل گل دهي و توليد بذر مي باشند.
2. شدت چرا:
چراي شديد و سنگين باعث مي شود که گياهان غير خوشخوراک نيز مورد تغذيه دام قرار گيرند.
3. ميزان تجديد رشد گياهان پس از چرا:
گياهاني که پس از چرا به سرعت تجديد رشد مي نمايند بيشتر مورد توجه دام ها قرار مي گيرند.
4. تاثير چراي قبلي:
معمولاً گاو مراتعي که قبلاً چرا نشده را ترجيح مي دهد.
5. تاثير کود هاي شيميايي:
افزودن کود هاي ازته در مراتع با پوشش گياهان گندميان باعث افزايش خوشخوراکي آن ها مي گردد.
6. نوع دام:
دام ها نسبت به تغذيه انواع گياهان تمايلات متفاوتي دارند. گاو و اسب نباتات خانواده گندميان را ترجيح مي دهند در حالي که گوسفند گياهان پهن برگ و حيوانات وحشي گياهان بوته اي را بيشتر مورد استفاده قرار مي دهند.
7. شرايط محيطي:
خوشخوراکي نباتات تحت تاثير عواملي مانند رطوبت خاک، تابش خورشيد و غيره قرار مي گيرد که اين عوامل در توسعه و رشد ترکيب غذايي گياهان اثر گذار است. بطور خلاصه خوشخوراکي عاملي است که باعث مي گردد دام ها هنگام چرا گونه اي از نباتات را بر گونه ديگر ترجيح دهند. به همين دليل مي توان عبارت ارزش رجحاني را به جاي خوشخوراکي بکار برد.
از مطالعات خوشخوراکي مي توان در تعيين تعداد دام بر اساس ظرفيت مرتع، تعيين نسبت مخلوط در کشت نباتات و بطور کلي بهره برداري صحيح از مراتع استفاده نمود.

2-1- اندازه گيري ترکيبات شيميايي ماد خوراکي:
ترکيبات شيميايي مواد خوراکي مورد مطالعه قبل از شروع آزمايش در آزمايشگاه به روش تجزيه شيميايي تعيين شد. براي اين منظور، از يونجه هاي مورد مطالعه، نمونه هايي بطور تصادفي از قسمت هاي مختلف توده آن، برداشته و سپس آنها را با هم مخلوط نموده و به صورت يک نمونه از هر چين، به آزمايشگاه تغذيه دام منتقل گرديد. نمونه ها پس از آسياب شدن با غربال دو ميليمتري، براي انجام تجزيه شيميايي و اندازه گيري ترکيبات شيميايي آماده شدند.

2-1-1- اندازه گيري رطوبت و ماده خشک:
براي اندازه گيري رطوبت نمونه هاي يونجه، مقدار دو گرم از نمونه (هوا خشک) مورد مطالعه را در داخل کروزه اي که قبلاً وزن خشک آن با ترازوي دقيق معين شده بود ريخته و سپس کروزه هاي حاوي نمونه را براي از دست دادن رطوبت آن در داخل آون، در دماي 105 درجه سانتيگراد قرار داده شد. پس از 24 ساعت نمونه ها از آون خارج شده و به مدت نيم ساعت در دسيکاتور قرار داده شدند تا سرد گردند، سپس کاهش وزن و درصد رطوبت نمونه ماده خوراکي به صورت زير محاسبه شد.
وزن ظرف – (وزن ظرف+وزن نمونه اصلي) = وزن نمونه اصلي
(وزن ظرف+وزن نمونه خشک) – (وزن ظرف+وزن نمونه اصلي) = مقدار رطوبت
100×(مقدارنمونه اصلي/مقداررطوبت) = درصد رطوبت
درصد رطوبت – 100 = درصد ماده خشک

2-1-2- اندازه گيري پروتئين خام1:
يک گرم نمونه از هر چين يونجه، داخل بالن ته گرد ريخته مي شود و سپس 4 گرم کاتاليزور (5/3 گرم سولفات پتاسيم و 5/0 گرم سولفات مس) به آن افزوده شده و سپس 15 ميلي ليتر اسيدسولفوريک غليظ به لوله هاي آزمايشي اضافه گرديد، نمونه هاي تهيه شده به مدت 2 ساعت در دماي 450 درجه سانتيگراد هضم شد و سپس 75 ميلي ليتر آب مقطر به نمونه هاي هضم شده اضافه گرديد. در مرحله نهايي محلول توسط هيدروکسيد سديم 40 درصد تيتر و ميزان نيتروژن توسط دستگاه کجلدال اندازه گيري گرديد و با استفاده از ضريب 25/6 ميزان پروتئين خام تعيين مي شود.

2-1-3- اندازه گيري الياف خام2:
الف – تهيه محلول شوينده اسيدي و اندازه گيري الياف باقيمانده از شوينده هاي اسيدي:
براي تهيه اين محلول، مقدار 20 گرم ماده ستيل تري متيل آمونيوم برمايد3 را در يک ليتر محلول اسيد سولفوريک نرمال (49 گرم در ليتر) حل نموده و يک ليتر محلول شوينده اسيدي توليد مي شود. پس از تهيه محلول، آن را در دستگاه اندازه گيري فيبرخام 4به منظور اندازه گيري ميزان ADF قرار داده مي شود.

ب – تهيه محلول شوينده خنثي و اندازه گيري الياف باقيمانده از شوينده هاي خنثي1:
مقادير 30 گرم از ماده شيميايي سديم لوريل

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید