(بيات وهمکاران، 1385).
نشخوارکنندگان به مقدار کافي الياف خام از منبع علوفه با شکل فيزيکي مناسب نياز دارند. نشان داده شده است که با افزايش سطح فيبر و اندازه قطعات علوفه با افزايش فعاليت جويدن و به تبع آن افزايش جريان بزاق، pH شکمبه،نسبت استات به پروپيونات و سطح چربي شير همراه است (علي جو و همکاران، 1385).
ترکيبات مغذي علوفه ها در مقايسه با محصولات دانه اي، به مراتب بيشتر تحت تاثير عوامل محيطي (خاک،اقليم،شيوه مديريت) قرار مي گيرد. برداشت علوفه ها در زمان هاي متفاوت و مراحل مختلف رشد گياه، امکان پذير مي باشد. عملکرد علوفه خشک قابل هضم در مرحله گلدهي در بالاترين مقدار خود مي باشد ولي در مرحله قبل از گلدهي و مرحله رسيدگي دانه ها اين مقدار کمتر است (اسنيمن و ژوبرت، 1996)1 در صورتي که براي دانه ها چنين امکاني وجود ندارد.اين تغييرات در مراتع و مزارع شديدتر است زيرا که امکان برداشت علوفه يکنواخت و همزمان وجود ندارد. معمولا موادي که تراکم آنها در علوفه ها کمتر است بيشتر دستخوش تغييرات قرار مي گيرد. مواد معدني از نظر اينکه با غلظت هاي خيلي کم در منابع خوراکي تجمع مي يابند و از طرفي عمدتاً به خاک هرمنطقه بستگي زياد دارد، از دامنه تغييرات گسترده تري برخوردار هستند (فضايلي، 1371).
اگرچه کيفيت علوفه مي تواند تحت تاثير عوامل متعددي قرار گيرد ولي شرايط محيطي و سن علوفه در زمان برداشت از مهمترين عوامل هستند (بليا و همکاران، 1999). بسياري از پتانسيل هاي توليدي گياهان تازه، در طي مراحل چيدن و انبارداري از بين مي روند. مثلاً وقتي که علوفه ها خشک مي شوند، پروتئين هاي محلول آن در اثر استرس حرارتي، قابليت هضم خود را از دست مي دهند (والدو1، 1976).
گياهان علوفه اي به دو دسته گرامينه (گندميان) و لگومينه (بقولات) تقسيم مي شوند.

الف – گرامينه ها2(گندميان) :
گرامينه ها به عنوان خوراک، براي حيوانات چراکننده مزاياي بسيار زيادي دارند. اکثر گونه هاي گرامينه در زمان پيش از بلوغ،کاملا خوشخوراک هستند و فقط تعداد محدودي، در فصلي از چرا، به طور قابل توجهي سمي مي باشند.گرامينه ها خانواده بسيار بزرگي را تشکيل مي دهند که به دو گروه گرامينه هاي فصل سرد و گرامينه هاي فصل گرم تقسيم شده و شامل بيش از 6000 گونه مي باشند (نيکخواه و امانلو، 1374).
گرامينه ها پراکنش وسيعي داشته، اما اهميت آنها در هر منطقه خاص عمدتاً به وسيله دما و تا حد کمتري توسط بارندگي تعيين مي گردد (صوفي سياوش و جانمحمدي، 1383). در مقايسه با لگوم هايي مثل يونجه، پروتئين گرامينه ها بويژه در گياهان بالغ، تقريبا هميشه کمتر است. انرژي قابل دسترس دام در گرامينه هاي جوان بالا بوده (بيش از 70 درصد) ، ولي سريعاً با بلوغ گياه کاهش مي يابد. از اين رو اين نوع مواد گياهي امکان دارد نيازهاي حيوان، حتي وقتي که مواد مغذي مورد نياز وظايف توليدي کاملا پايين دارند، را تامين نکنند (نيکخواه و امانلو،1374؛نجف نژاد، 1385).

ب – لگومينه ها1(بقولات) :
تيره بقولات از سري جداگلبرگان کالسي فلور2 ، راسته گل سرخ3 مي باشد .
لگوم هاي بسيار مختلفي بوسيله حيوانات چراکننده مورد استفاده قرار مي گيرند . اگرچه لگوم هاي زراعي، در مقايسه با گرامينه هاي زراعي، گروه خيلي کوچکتري را تشکيل مي دهند، با اين وجود خانواده لگومينه شامل بيش از 14000 گونه است که به دو گروه کلي علف هاي هرز و درخت و درختچه هاي قابل چرا تقسيم مي شوند (نيکخواه و امانلو، 1374).
لگوم ها به دليل رابطه همزيستي با باکتري هاي تثبيت کننده ازت و مقاومت به خشکي، داراي اهميت زياد مي باشند (صوفي سياوش و جانمحمدي، 1383). ساقه لگوم ها نسبت به برگ به طور ويژه اي الياف خام بالاتر و ارزش غذايي کمتري دارند، در حالي که برگ ها منابع غني مواد مغذي مي باشند. تغيير ترکيبات گياه طي بلوغ، در نتيجه ليگنيني شدن و افزايش الياف در ساقه ها به علت کاهش نسبت برگ به ساقه مي باشد. لگوم ها در مقايسه با گرامينه ها ، داراي غلظت هاي بالايي از کلسيم، منيزيم،گوگرد و غالباً مس مي باشند (نيکخواه و امانلو، 1374؛صوفي سياوش وجانمحمدي، 1383؛نجف نژاد، 1385).
يونجه متداول ترين لگوم بکار رفته براي علف چراگاه، تهيه سيلو و علوفه خشک مي باشد. يونجه به علت توليد محصول بالا و داشتن مقاومت خوب و نيز به علت خوشخوراکي، به عنوان يک محصول دائمي از ارزش بالايي برخوردار است (نيکخواه و امانلو، 1374).

1-2-يونجه4 :
يونجه در بين گياهان علوفه اي از اهميت خاصي برخوردار است، زيرا علاوه بر راندمان بالاي توليد علوفه در واحد سطح و ارزش کيفي بالاي تغذيه براي دامها، کشت آن سبب تقويت و بهبود خاک شده و در ميزان محصول نباتات بعدي و در تناوب نيز تاثير مثبتي دارد (خانجاني و کلافچي، 1382). فرديناند و همکاران1 (2005) معتقدند که يونجه يک علوفه با کيفيت خوبي است زيرا داراي مقدار پروتئين خام بالايي است و قابليت هضم آن نيز نسبت به بسياري از علوفه ها بالا است.
جنس يونجه در زبان انگليسي Lucern ، SnailClove ، Medic Fodder و Alfalfa که معمولاً Medic ناميده مي شود. به تيره پروانه واران2 تعلق داشته که خود در گذشته به نام هاي علمي Trigonella Radiata Falcago نيز ناميده مي شده است. گياه يونجه بيش از 60 گونه دارد که به صورت يک ساله و چند ساله مي باشد و 18 گونه آن در بيشتر نقاط ايران يافت مي شود (ترک نژاد، 1378).
زادگاه اصلي يونجه در دنيا ، کشور ايران و اطراف آن بوده به طوري که حدود 450 سال قبل از ميلاد بذر آن بوسيله کاروان هاي تجاري به اروپا و سپس به شمال امريکا برده شد. هم اکنون گونه هاي مختلف يونجه در امريکاي مرکزي، همچنين مناطق شمالي و سيبري يافت مي شود. يونجه چندساله 3در کليه مناطق دنيا با زمستان هاي بسيار سرد مانند مناطقي از ايالات شمالي امريکا يافت مي شوند (ترک نژاد، 1378).
ترکيب شيميايي اين گياه بر حسب آنکه عمل تجزيه بر روي گياه جوان (قبل از گل دادن) يا در آغاز گل دادن و يا پس از پيدايش گل انجام گيرد، متفاوت بوده به طوري که در گياه جوان، مقدار پروتئين ها زيادتر از آغاز گل دادن و برعکس، مواد سلولزي و هيدرات هاي کربن آن کمتر است. اسيدهاي آمينه عمده موجود در يونجه،شامل ليزين4،آرژينين5،هيستيدين6،آدنين7 ،فنيل آلانين8،آسپاراژين9و سيستئين10 است. يونجه علاوه بر مواد مذکور داراي هيدرات هاي کربن،دياستازها،نوعي ساپونين،ستن ها، کومارين، اسيدفسفريک و ويتامين هاي A ,K ,C ,E مي باشد.

1-2-2- ارزش غذايي يونجه :
تامين احتياجات غذايي حيوانات با تنظيم جيره هاي متعادل امکان پذير مي باشد و علوفه، بخش قابل توجهي از جيره هاي متداول نشخوارکنندگان را تشکيل مي دهد. در بين گياهان علوفه اي، يونجه به علت کيفيت خوب، خوشخوراکي و دارا بودن ذخاير غذايي از جمله مواد معدني، پروتئين و ويتامين ها بخصوص ويتامين A از اهميت خاصي برخوردار است (کريمي، 1379). عوامل زيادي چون نوع گياه علوفه اي، محتويات قسمت هاي مختلف گياه به ويژه برگ ها، مرحله برداشت و شرايط آب و هوايي و مديريتي بر کيفيت علوفه خشک موثرند. رشد گياه در هنگام برداشت مهمترين عامل موثر بر کيفيت علوفه است (فضائلي، 1371؛ مهرداد وهمکاران، 1383). علوفه يونجه، قابليت هضم و جذب متغيري دارد، وقتي که نمونه ها در مراحل مختلف و مشخصي از بلوغ گياه برداشت شوند (کاواس و همکاران1، 1990).
تعدادي از عوامل، تنظيم حرکت ذرات از نگاري را مختل مي نمايند که شامل اندازه ذرات، سرعت تجزيه ذرات، گرانيته عمومي ذرات، سرعت هيدراتاسيون و تحرک نگاري هستند. عوامل تغذيه اي که مدت زمان ماندگاري شکمبه اي را تحت تاثير قرار مي دهند عبارتند از: مقدار خوراک مصرفي، شکل فيزيکي علوفه، نسبت علوفه به کنسانتره و مقدار الياف خام علوفه (شاور و همکاران2، 1986).
ارزش غذايي يک علوفه را نمي توان تنها از روي عملکرد ماده خشک آن در واحد سطح مشخص نمود. در حقيقت آنچه اهميت دارد مقدار ماده اي است که عملاً توسط دستگاه گوارش دام جذب مي گردد. براي تعيين ارزش غذايي يک علوفه از شاخص هاي مختلفي استفاده مي شود. در حقيقت شاخص هايي که به نحوي در ارتباط با تامين انرژي براي دام مي باشند، از اهميت خاصي برخوردار مي باشند که در همين راستا تعيين قابليت هضم علوفه يکي از اين فاکتورهاي مهم در بررسي ميزان ارزش غذايي علوفه مي باشد (نجف نژاد، 1385).
عوامل زيادي مانند مرحله رشد، گونه علوفه و روش نگهداري مي توانند تجزيه پذيري پروتئين علوفه ها را در شکمبه تحت تاثير قرار دهند (هوفمن و همکاران1، 1993).
تولرا و ساندستول2 (1999) گزارش کردند که عموماً تاخير در برداشت گياهان علوفه اي از طريق افزايش ديواره هاي سلولي، افزايش ليگنين، خشبي شدن اندام هاي مختلف گياه، کاهش نسبت برگ به ساقه، کاهش پروتئين خام و بالاخره کاهش قابليت هضم در اجزاء گياهي باعث کاهش کيفيت گياهان علوفه اي مي شود.
يافته هاي دي پيترز و ليانو3 (1985) حاکي از آن است که برداشت ديرتر يونجه بهاره باعث 62 % افزايش در پروتئين عبوري، 10 % افزايش در ديواره سلولي و ديواره سلولي بدون همي سلولز، 5% کاهش در پروتئين خام و 12% کاهش در تجزيه پذيري ماده خشک در روش کيسه هاي نايلوني شده است. هوفمن و همکاران (1993) گزارش کردند که با افزايش سن گياهان قسمت محلول و تجزيه پذير کاهش مي يابد. استيسي و همکاران4(1983) گزارش کردند که افزايش ديواره سلولي و کاهش ميزان پروتئين خام با افزايش رشد، ميزان مصرف ماده خشک، توليد شير و قابليت هضم گياه را تحت تاثير قرار مي دهد.
چهار عامل موثر در تشکيل الياف خام و ميزان قابليت هضم گياهان علوفه اي شامل درجه حرارت، سن گياه، شدت نور و ميزان مصرف کود ازته مي باشد (قرباني، 1380). افزايش حرارت باعث افزايش ليگنين و ديواره سلولي مي شود و قابليت هضم و تجزيه پذيري علوفه را کاهش مي دهد (ون سوست5، 1982). رقم گياه و مرحله برداشت نيز در ميزان تجزيه پذيري موثر است (هوفمن و همکاران، 1993؛ مدسن و هوپلاند6، 1994).
يونجه اي که در مرحله گلدهي کامل است محصول زيادتر و دوام بهتري را در مزرعه بدنبال دارد ولي ارزش غذايي و تجزيه پذيري کمتري خواهد داشت (مهرداد و همکاران، 1383).
منصوري و همکاران (1382) طي آزمايشي که ميزان تجزيه پذيري و توليد گاز علف يونجه را مورد مطالعه قرار دادند، حجم گاز توليدي در 96 ساعت انکوباسيون را 97/49 ميلي ليتر به ازاي 200 ميلي گرم ماده خشک گزارش نمودند. آنها در اين تحقيق مشخصه هاي توليد گاز را چنين گزارش کردند: 73/8 % =a ، 45/40 % = b و07/0=c نسبت در ساعت. همچنين در اين تحقيق ميزان تجزيه پذيري ماده خشک و پروتئين خام در روش کيسه هاي نايلوني را به ترتيب 9/55 % و 87/71 % در 96 ساعت انکوباسيون گزارش کردند. در اين تحقيق ميزان همبستگي بين درصد تجزيه پذيري ماده خشک و حجم گاز توليدي را (975/0=r) و ميزان همبستگي بين درصد تجزيه پذيري پروتئين خام و حجم گاز توليدي را (936/0=r) گزارش نمودند.
تقي زاده و همکاران (1378) ميزان قابليت هضم ماده خشک و پروتئين خام علوفه يونجه را به روش استفاده از حيوان زنده بترتيب 66 % و 72 % گزارش کردند. در اين تحقيق ميزان تجزيه پذيري ماده خشک و پروتئين خام علوفه يونجه در روش کيسه هاي نايلوني مورد بررسي قرارگرفته که ميزان تجزيه پذيري ماده خشک و پروتئين خام يونجه را در 96 ساعت انکوباسيون به ترتيب 64 % و 3/63 % گزارش کرده اند.
تقي زاده و همکاران (1380) ميزان تجزيه پذيري ماده خشک و پروتئين خام علف يونجه را به روش in situ بررسي و

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید