ميزان تجزيه پذيري آنها را در 96 ساعت انکوباسيون به ترتيب 47 % و 8/54 % گزارش نمودند. همچنين تقي زاده و همکاران (1382) ميزان تجزيه پذيري ماده خشک و پروتئين خام يونجه را در 96 ساعت انکوباسيون به ترتيب 67 % و 71 % گزارش کردند.
دانش مسگران (2003) طي آزمايشي ميزان تجزيه پذيري ماده خشک يونجه را 44 % و ميزان تجزيه پذيري پروتئين خام يونجه را 55 % گزارش کرد.
مهرداد و همکاران (1383) اثر مراحل رشد فيزيولوژيکي علوفه يونجه را بر روي قابليت هضم و ميزان تجزيه پذيري مورد بررسي قرار دادند و مشخص کردند که ميزان تجزيه پذيري در چين سوم بيشترين مقدار را دارا مي باشد که معادل 49/71 % مي باشد.
عبدي و همکاران (1384) ميزان قابليت هضم يونجه را با روش in vivo براي ماده خشک 3/60 % و براي پروتئين خام 2/79 % گزارش کردند. همچنين در اين تحقيق ميزان قابليت هضم يونجه به روش آزمايشگاهي بررسي شد و ميزان قابليت هضم آن 59/60 % گزارش گرديد.
تغييرات فيزيکي و شيميايي در علوفه يونجه در اثر افزايش بلوغ و نيز روشهاي متفاوت برداشت و نگهداري مي تواند روي قابليت هضم شکمبه اي و سرعت عبور ، تاثير بگذارد و به طور بالقوه منجر به افزايش پر شدن شکمبه، تغيير در جذب ماده خشک و کاهش توليد شير گردد (نلسون و ساتر1، 1992).

1-3- عوامل موثر بر ارزش غذايي گياهان علوفه اي:
1-3-1 – گونه ، واريته و سويه گياه:
ضريب هضمي از مشخصه هاي مربوط به علوفه است، از آنجايي که ترکيب شيميايي و ارزش غذايي علوفه به نوع گياه علوفه اي بستگي دارد، لذا ضرايب هضمي گونه هاي مختلف، متفاوت خواهد بود. در اين رابطه ميتوان به بررسي ليسي و همکاران2 (2003) که ترکيب شيميايي برخي از گونه هاي علفي را در جدول 1-1 ارائه نموده است ، اشاره نمود.

جدول 1-1 ترکيبات شيميايي و ارزش غذايي چندگونه علوفه اي بر مبناي ماده خشک(درصد)
تيپ علوفه پروتئين خام NDF قابليت هضم ماده خشک به روش in vitro
شبدر ايراني – مارال 21-15 45-24 78-63
يونجه 22-16 46-40 70-60
شبدر قرمز 18-14 42-38 68-67
علوفه مرتع 17-15 75-40 71-49
چاودار 9-5 75-55 65-53
منبع: ليسي و همکاران (2003)

اگر مقايسه در مرحله مشابهي از رشد انجام گيرد، رقم هاي درون يک گونه عموما تنها اندکي از نظر ارزش غذايي با هم تفاوت نشان خواهند داد، اما تفاوت هاي موجود بين گونه هاي نظير ممکن است بزرگتر باشد (صوفي سياوش و جانمحمدي، 1383).

1-3-2 – قسمت هاي مختلف گياه مانند برگ،ساقه و دانه:
ميزان ماده ازته بستگي به ميزان برگ گياه دارد. هرچه برگ بيشتر باشد، ماده ازته نيز بيشتر خواهد شد و چون نسبت برگ به ساقه در طول رشدگياه کم مي گردد و بالطبع ميزان ماده ازته گياه کامل نيز به تدريج کمتر مي شود. قند هاي محلول پروتوپلاسم نيز بتدريج در طول رشد کاهش يافته و در موقع گل دادن به حداقل مي رسند. همچنين ميزان سلولز با طويل شدن ساقه افزايش پيدا مي کند و مقدار ليگنين نيز در شروع طويل شدن ساقه افزايش مختصري پيدا کرده، سپس به تدريج و به کندي افزايش پيدا مي کند و بعد از مرحله گل دادن، افزايش آن سريع تر مي شود (عزيزي، 1375). بنابراين معمولاً ارزش غذايي برگ نسبت به ساقه بيشتر است. در بعضي از گندميان (مانند تيموتي و نيشکر) ساقه اندام ذخيره است که اين امر سبب مي شود بر خلاف قاعده، ارزش غذايي بيشتري نسبت به برگ، بخصوص در اوايل مرحله رشد، داشته باشد (نجف نژاد، 1385).
مهرداد و همکاران (1383) در بررسي تاثير مراحل رشد يونجه بر ترکيب شيميايي آن گزارش نمودند که مرحله بدون گل بيشترين ميزان پروتئين خام و مرحله گلدهي کامل کمترين مقدار را از نظر پروتئين خام را دارا بودند. همچنين در اين تحقيق يونجه چين اول کمترين ميزان پروتئين خام و يونجه چين پنجم بيشترين ميزان پروتئين خام را به خود اختصاص داده بودند.
برگ هاي گياه به عنوان محل هاي اصلي فتوسنتز، داراي فعاليت آنزيمي زيادتري مي باشند. بنابراين غالبا غلظت هاي کربوهيدرات هاي غيرساختماني و پروتئين در آنها بسيار بيشتر از ساقه ها مي باشد (گرانت و همکاران1، 1992).
در اکثر گياهان، مقدار الياف در ساقه بيشتر از برگ است. همچنين گرامينه ها در مقايسه با بقولات، الياف بيشتري در ساختمان خود دارند. همزمان با بالغ شدن گياه، تراکم الياف خام، که موثرترين عامل در قابليت هضم ماده خشک مي باشد، افزايش مي يابد.

1-3-3 – مرحله رشد در زمان برداشت :
مرحله رشد مهمترين عامل موثر بر ترکيب و ارزش غذايي علوفه هاي مرتعي مي باشد، با افزايش سن گياه و رسيدن به سن بلوغ، تراکم الياف خام در گياه افزايش يافته و به تبع آن، غلظت مواد محلول کاهش مي يابد، در نتيجه مقادير کربوهيدرات هاي ساختماني (مانند سلولز و همي سلولز) و ليگنين آن زياد مي گردد. ليگنين را مي توان مهمترين عامل کاهش دهنده قابليت هضم الياف قلمداد نمود. ليگنين پلي مري است که از ترکيب پيش ماده هاي الکلي حاصل شده است. فرم غالب ليگنين در ديواره اوليه گواسيل ليگنين1 است که از کونيفريل الکل مونوليگنول ها2 مشتق شده است. در ديواره ثانويه، سرينجيل ليگنين3 فرم غالب ليگنين است که از پيش ماده هاي سيناپيل الکل4 حاصل شده است (حسين خاني، 1377؛ نجف نژاد، 1385).
مرحله بلوغ گياه، در ميزان الياف خام گياه نيز منعکس است که مي تواند از 20 درصد ماده خشک در گياه جوان تا 40 درصد ماده خشک در گياه بالغ افزايش يابد. با افزايش سن گياه، از مقدار پروتئين آن کاسته مي شود. بنابرين رابطه معکوس بين مقادير پروتئين و الياف خام در يک گونه گياه وجود دارد. اگرچه مي توان آن را با استفاده از کودهاي ازته بر هم زد (صوفي سياوش و جانمحمدي، 1383). در گياهاني نظير يونجه، که نحوه رشد کاملاً متفاوتي نسبت به گندميان دارند، تغييرات سريع در زمان بلوغ گياه و گلدهي صورت مي گيرد. بطور مشابه تغييرات در مجموع مواد مغذي قابل هضم5 ، از 55 تا 63 درصد تغيير مي کند. قسمتي از اين اختلاف ها به اين حقيقت مربوط مي شود که گياهان برگ هاي خودشان را همراه با بالغ شدن از دست مي دهند. برگ ها در مقايسه با ساير قسمت هاي گياه، مقدار ماده مغذي بيشتري دارند. با بالغ شدن گياه غلظت کلسيم، پتاسيم، فسفر و اکثر عناصر کم مصرف کاهش مي يابد (نيکخواه و امانلو، 1374). رشد علوفه در زمان برداشت از مهمترين عواملي است که مي تواند در قابليت هضم پروتئين تاثير بگذارد. چنانچه با افزايش رشد گياه، مقادير پروتئين خام و همچنين تجزيه پذيري شکمبه اي پروتئين کاهش مي يابد (هوفمن و همکاران6، 1993؛ گريفين و همکاران7، 1994 و کاسيدا و همکاران8، 2000). البته بايد توجه داشت که موني و آلن9 (1997) معتقدند که مرحله برداشت تاثيري روي توليد و يا ترکيب شير ندارد.
با پيشرفت بلوغ در گياهان علوفه اي، تغييراتي در آنها ايجاد مي شود. نسبت بالايي از رشد اوليه گياه را برگ ها به خود اختصاص مي دهند. در گياهان علوفه اي جوان، ساقه ها، ديواره سلولي ظريفي داشته و از قابليت هضم بالايي برخوردارند. در اکثر گياهان علوفه اي بالغ، ديواره سلول هاي ساقه ضخيم شده و داراي مقدار زيادي ليگنين مي گردند. در اکثر علوفه هاي خانواده بقولات و گندميان، انرژي قابل هضم، پروتئين و مواد معدني ضروري با پيشرفت بلوغ، کاهش مي يابد (عزيزي، 1375). در نتيجه با افزايش و گذر از هر مرحله رشد به مراحل بعدي رشد، همراه با عملکرد مطلوب (مقدار ماده خشک در هکتار) نيست و زماني که عملکرد ماده خشک بالاست، برعکس ارزش غذايي کم مي شود. بنابرين بايد مرحله يا زماني علوفه برداشت شود که دو عامل عملکرد(ماده خشک در هکتار) و ارزش غذايي در حد مطلوب باشد (نجف نژاد، 1385).
رشد براي هر چين متفاوت است و به نظر مي رسد که نبايد تمامي چين ها در يک موحله رشد معين چيده شوند. تغييرات پروتئين خام يونجه در 1-2، پس از رسيدن به مرحله اول گلدهي، قابليت هضم علوفه به ازاي هر روز 5/0 درصد کاهش مي يابد.

جدول 1-2 ترکيبت شيميايي بخش هاي مختلف يونجه در مرحله شروع گلدهي چين سوم
بخش هاي تفکيک شده ميانگين ماده خشک 50 بوته(گرم) DM % Ash% CF% CP%
بوته 22/39 94/19 05/8 84/21 03/23
برگ 10/21 11/22 37/9 15/7 38/31
ساقه 49/20 81/21 81/7 96/39 66/9
منبع: نجف نژاد (1385)

بدليل اينکه دام علوفه با کيفيت پايين تر را مصرف مي کند، کل ارزش غذايي مي تواند تا يک درصد به ازاي هر روز تاخير در برداشت ( بعد از رسيدن به مرحله اول گلدهي ) کاهش يابد. بر اساس تحقيقات انجام شده تا بيش از 40 درصد اختلاف در کيفيت علوفه مي تواند مربوط به برداشت در مرحله بلوغ باشد.
مسن شدن علوفه اغلب با کاهش برگ و افزايش نسبت ساقه به برگ همراه است. اين عامل تاثير عمده اي در کاهش کيفيت علوفه دارد. نسبت برگ به ساقه در يونجه از 4/1 در اواخر مرحله رشد به 7/0 و يا کمتر در اوايل تشکيل نيام کاهش مي يابد. سريع ترين تغييرات در نسبت برگ به ساقه در مرحله قبل از رسيدن به اواسط غنچه دهي اتفاق مي افتد (نيکخواه و امانلو، 1374؛ نجف نژاد، 1385). افزايش سن علوفه ها (زمان برداشت) با کاهش کيفيت آنها همراه است، بنابراين عواملي نظير درجه حرارت پايين و نور با ايجاد تاخير بلوغ، سبب افزايش کيفيت علوفه در يک سن مورد نظر مي شود. علاوه بر اين اغلب مطالعات انجام شده نشان مي دهد که معمولاً اولين برداشت علوفه در طي فصل بهار و تابستان انجام مي گيرد که در اين زمان گرم شدن هوا و رسيدگي (بلوغ) روي هم اثر مثبت دارند. اين مطالعات کاهش سريع در قابليت هضم و مقدار پروتئين و افزايش در مقدار الياف، ليگنين و ساير اجزاء ديواره سلولي را نشان مي دهد. مرحله رويش و سن گياه بر تراکم عناصر مغذي آن اثرات مختلفي دارد. با افزايش سن گياه و رسيدن به مرحله بلوغ، غلظت بعضي از عناصر مانند پتاسيم، فسفر، مس، روي، کبالت، نيکل و موليبدنيوم کاهش مي يابد ولي سيليس، آلومينيوم و کروم افزايش مي يابد. که البته اين تغييرات به نوع عنصر، نوع گياه و ساير شرايط محيطي و بيولوژيکي بستگي دارد (نجف نژاد، 1385).

1-3-4 – حاصلخيزي و خصوصيات خاک :
ترکيبات و ارزش غذايي گونه هاي علوفه اي تحت تاثير نوع خاک تغيير پيدا مي کند. براي مثال يونجه به خاک لومي و رسي عميق، گرم و آهکي (pH تقريبا 7) احتياج دارد، يونجه نياز زيادي به فسفر و پتاس ( kو p) دارد (شهبازيان، 1383). گياهان خانواده بقولات معمولا نسبت به گياهان خانواده گندميان به اسيديته خاک حساس تر هستند. اگرچه ترکيب يونجه و ساير گياهان خانواده بقولات با حاصلخيزي و مشخصات خاک تحت تاثير قرار مي گيرند، ولي معمولا آنها خيلي کمتر از گياهان خانواده

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید