گندميان تحت تاثير قرار مي گيرند (نيکخواه و امانلو، 1374).

1-3-5 – اثرات اقليم ، فصل ، آب و هوا :
بعضي عوامل مانند اقليم، فصل، آب و هوا، ارزش غذايي گونه ها و واريته هاي کشت شده را تحت تاثير قرار مي دهند. بنابه گزارش هاي ارائه شده، قابليت هضم علوفه گرمسيري 15 واحد کمتر از قابليت هضم علوفه مناطق معتدله است. علوفه گرمسيري داراي کربوهيدرات محلول پايين و مقدار ليگنين و ديواره سلولي بالا مي باشند (نجف نژاد،1385).
در شرايط سرد و مرطوب چون گياه کاملا به مرحله بلوغ نمي رسد، حاوي مقدار بيشتري پروتئين خام است. افزايش درجه حرارت فعاليت متابوليکي همه گياهان را افزايش مي دهد، بدين معني که سبب ساخت و تجزيه سريع تر انرژي و متابوليت هاي ذخيره و همچنين ساخت سريع تر مواد و سلول هاي جديد مي شود. توليد محصول کم و با ارزش غذايي بالا از مشخصات علف هايي است که در شرايط سردسيري رشد مي کنند. نور مستقل از درجه حرارت سبب افزايش قابليت هضم گياهان مي شود. تاثير رطوبت متغير است در صورتي که رطوبت کم باشد ممکن است بلوغ به تاخير بيفتد. با وجود اين، در بعضي از گياهان چندساله ممکن است در فصل خشک، با رفتن به حالت رکود و با انتقال مواد ذخيره به ريشه ها، ارزش غذايي برگ ها و قسمت هاي هوايي آنها کاهش يابد (هت و همکاران1،1985؛ون سوست2،1987؛نجف نژاد،1385).

1-3-6 – زمان و فصل برداشت محصولات علوفه اي :
برداشت، خشک کردن و انتقال علف خشک به انبار، بدون ضايعاتي که در اين فرآيند صورت مي گيرد، غيرممکن است. اما ممکن است طي عمليات برداشت، در مقايسه با چرانيدن، واحد هاي بيشتري از مواد مغذي به ازاي هر واحد از زمين بدست آيد.
عوامل متعددي در اتلاف مواد مغذي علوفه دخالت دارند که مي توان آنها را به صورت زير تقسيم بندي نمود : الف – ضايعات ماده خشک از حدود 6 درصد در روش خشک کردن مصنوعي علف خشک ب – حدود 35 درصد ضايعات ماده خشک علف خشک بسته بندي شده در مزرعه با آسيب ناشي از بارش ج – ضايعات ناشي از شستشو توسط باران در 24 ساعت 5 تا 12 درصد ه – ضايعات در اثر خرد شدن و ريزش برگ ها 3 تا 35 درصد مي باشد. بطور متوسط 15 تا 20 درصد ضايعات براي علف خشک بقولات غيرطبيعي نيست (نيکخواه و امانلو، 1374؛ نجف نژاد، 1385).

1-4- هضم الياف در نشخوارکنندگان :
نشخوارکنندگان به مقدار کافي فيبر در جيره روزانه براي عملکرد بهتر شکمبه، نياز دارند. حيوانات شيرده نيز براي نگهداري چربي شير در حد متعادل به الياف خام نيازمند هستند (سانتيني و همکاران1، 1992). بندري و همکاران2 (2007) در مطالعه خود دريافتند که کاهش اندازه ذرات سيلاژ يونجه، مقدار اسيدهاي چرب فرار را افزايش مي دهد و نسبت مولي استات را در مايع شکمبه افزايش مي دهد ولي تغييري در نسبت مولي پروپيونات و بوتيرات ايجاد نمي کند و نيز نسبت استات به پروپيونات تغييري نمي کند.
غذاي پذيرفته شده توسط حيوان هنگامي مي تواند وارد جريان خون و لنف شده و مورد استفاده اعضاء بدن قرارگيرد که در آن تغييراتي به وجود آمده باشد. اين تحول و دگرگوني غذا به مواد قابل جذب را هضم مي گويند (دهقانيان و نصيري مقدم، 1384). ديواره سلولي موجود در علوفه به عنوان منبع اصلي و قابل دسترس انرژي براي دام هاي نشخوارکننده است (اون و همکاران1، 2007).
در دستگاه گوارش نشخوارکنندگان ( برعکس انواع حيوانات ديگر) تخميرات پيش معده اي وسيعي صورت مي گيرد. بيشتر مواد خورده شده قبل از اين که در معرض آنزيم هاي هضمي و مواد شيميايي قرارگيرند. بوسيله ميکروب ها تخمير مي شوند.
تجزيه کربوهيدرات ها در شکمبه طي دو مرحله انجام مي گيرد. مرحله اول: هضم کربوهيدرات هاي پيچيده و تبديل آنها به قند هاي ساده است که توسط آنزيم هاي خارج سلولي ميکروب ها انجام مي گيرد. قندهاي ساده حاصل مرحله اول هضم کربوهيدرات ها در شکمبه، به سرعت توسط توده ميکروارگانيسم ها جذب و در داخل بدن آنها مصرف مي شود. مرحله دوم: مرحله تخمير کربوهيدرات ها شامل فعل و انفعالاتي است که در داخل سلول ميکروبي اتفاق مي افتد و از جهاتي شبيه متابوليسم خود حيوان است. محصولات اصلي و نهايي متابوليسم کربوهيدراتها بوسيله ميکروارگانيسم هاي شکمبه اسيدهاي چرب فرار، گاز کربنيک و متان مي باشند.
بررسي روند هضمي الياف مي تواند علل کاهش قابليت هضم الياف خام را در اثر عوامل محيطي را با آشکار نمودن عوامل دخيل در هضم الياف، توضيح دهد. نشخوارکنندگان کربوهيدرات هاي ساختماني علوفه را هضم مي نمايند، وقتي که مقداري کربوهيدرات غير فيبري(دانه غلات، نشاسته و يا منابع کربوهيدراته قابل دسترس) به جيره افزوده مي شود. قابليت هضم علوفه کاهش مي يابد. مثلاً وقتي که نشاسته به ميزان 40 درصد به جيره افزوده شود قابليت هضم ماده خشک علوفه يونجه را 2 تا 5 درصد کاهش مي دهد (مرتنز و لوفتن2، 1980؛ پيونکا و فرکينز3، 1996).
کميت و کيفيت محصولات تخميري شکمبه، بستگي به انواع ميکروارگانيسم ها و فعاليت هاي آنها در شکمبه دارد که به نوبه خود تاثير بسزايي بر روي بازده مواد غذايي و عملکرد حيوانات نشخوارکننده خواهد داشت (شورنگ، 1379).
در نشخوارکنندگان جمعيت هاي متراکم و پيچيده باکتري ها و پروتوزوا ها در شکمبه و نگاري توسط فرايند تخمير، مواد گياهي را به اسيدهاي چرب فرار1، متان، دي اکسيد کربن، آمونياک و سلول هاي ميکروبي تبديل مي کنند. اعمال تخمير در يک pH تقريباً خنثي (7-6) رخ داده و بستگي به توسعه حفره شکمبه که جداسازي فيزيکي مواد خورده شده را از ناحيه ترشح اسيد فراهم مي کند، دارد. تخمير پيش معده اي اجازه هضم و سپس جذب فراورده هاي تخمير که براي حيوان ميزبان با ارزش هستند را مي دهد و همچنين از منابع پروتئين با کيفيت پايين براي سنتز پروتئين ميکروبي با کيفيت خوب استفاده مي کند (تقي زاده، 1375).

1-5- ميکروبيولوژي شکمبه :
در دستگاه گوارش کليه حيوانات، جمعيت ميکروبي وجود دارد ولي اهميت و ميزان فعاليت اين جمعيت ميکروبي در فرايند گوارش تابع نوع خوراک و ساختمان دستگاه گوارش است. در دامهاي علف خوار و خصوصاً نشخوارکنندگان، نقش ميکروبهاي دستگاه گوارش بخصوص از نظر هضم سلولز و همي سلولز بسيار حياتي است (چاشني دل، 1373). ميکروارگانيسم هاي شکمبه تقريبا 70 تا 85 درصد ماده خشک قابل هضم را براي حيوان تجزيه مي نمايند (طباطبايي، 1382). ميکروارگانيسم هاي شکمبه به سه دسته باکتري ها، پروتوزوآ ها و قارچها تقسيم مي شوند. در شکمبه نشخوارکنندگان بيش از 200 گونه باکتري (فلورا) و 20 گونه پروتوزوا (فونا) شناخته شده است. باکتري هاي موجود در شکمبه به دو صورت اجباري غيرهوازي و دلخواه2 بوده که نوع دلخواه هم در محيط هوازي و هم در غيرهوازي مي توانند زندگي کنند، لذا از نظر تغذيه و هوا مي توانند خود را سازش دهند، باکتري هاي غيرهوازي اکثرشان تخمير کننده کربوهيدرات بوده و شامل سلولهاي گرم مثبت و گرم منفي هستند که به شکل هاگدار و بدون هاگ ديده مي شوند (آمر1، 1995). اختلاف ساختماني باکتري هاي گرم مثبت با گرم منفي، وجود داشتن اسيد تيکوئيک به همراه لايه پپتيدوگليکان در ديواره سلولي باکتري هاي گرم مثبت مي باشد. لايه پپتيدوگليکان در باکتري هاي گرم منفي توسط يک لايه ليپوپلي ساکاريد، ليپوپروتئين و فسفوليپيد پوشانده مي شود (تقي زاده، 1375). جمعيت پروتوزوا ها نسبت به باکتري ها کمتر بوده، در حالي که اندازه بزرگتري نسبت به باکتري ها دارا مي باشند و از نظر حجم تقريبا با آنها برابرند. در مورد قارچ ها اهميت شان در شکمبه هنوز به خوبي روشن نشده است، اما محققين معتقدند که قارچها در حيواناتي که با جيره هاي الياف پايين تغذيه مي شوند، اهميت کمتري از باکتري ها دارند و توده زنده قارچي بسيار کم مي باشد (تقي زاده، 1375).
جمعيت ميکروبي خيلي زود بعد از تولد (در شکمبه) نشخوار کنندگان توسعه مي يابد، استقرار اين جمعيت در حيوان نوزاد معمولا از طريق دهان و دستگاه گوارش، از محيط اطراف منتقل مي شود. اولين گونه هايي که شکمبه را تسخير مي کنند ميکروب هاي هوازي هستند که به تدريج از بين رفته و جاي خود را به ميکروب هاي بي هوازي مي دهند (طباطبايي، 1382؛ چاشني دل، 1373).
محتويات شکمبه، داراي 1011-1010 عدد باکتري، 106-104 عدد پروتوزوا و قارچ هاي بي هوازي 105-103 عدد در هر ميلي ليتر مي باشند. البته اين تعداد هميشه ثابت نبوده و بر حسب نوع غذا و غيره متغير است. باکتري هاي شکمبه از نظر شکل و اندازه متفاوتند. پروتوزوآ هاي شکمبه اغلب بسيار بزرگتر از باکتري هاي آن هستند بطوريکه مي توان آنها را به دو گروه اصلي تقسيم بندي نمود (کمرا2، 2005).

1-5-1 – هولوتريش ها1 :کل سطح آنها از مژک پوشيده شده و کربوهيدراتهاي ساده را مصرف نموده و مقدار اضافي آن را مي توانند به صورت نشاسته ميکروبي در خود ذخيره کنند و شامل دو زير گروه ايزوتريکا2 و داسي تريکا3 هستند (تقي زاده، 1375).
1-5-2 – انتودينومورف ها4 : داراي مژک هاي دسته اي بوده که کل سطح پروتوزوا را نمي پوشاند اين گروه از نظر تغذيه تخصصي تر مي باشند. که شامل زيرگروه هاي اپيدينيوم5، ديپلودينيوم6 ، انتودينيوم7، افيريوس کالس8، ائوديپودينيوم9 و پلي پلاسترون10 مي باشند (تقي زاده، 1375).
پروتوزواها مي توانند ذرات کوچک غذا و باکتري ها را بلع نمايند بنابرين به توليدات11 ميکروبي در شکمبه کمک زيادي مي نمايند.
باکتري ها در شرايط زيستC 39ْ همراه با حضور Co2 (بي هوازي) و CH4 و pH حدود 1/7 – 6 زندگي مي نمايند. در حالي که پروتوزوا ها در محيط با pH پايين به سرعت کشته مي شوند.

جدول 4-1تعداد و اندازه باکتريها و پروتوزوآ در شکمبه گوسفند تغذيه شده با يونجه در فاصله زماني 2 تا 12 ساعت پس از تغذيه
ميکروارگانيسم ها اندازه نسبي (mµ) 2 ساعت 12 ساعت
باکتري ها1 (تعداد در ميلي ليتر × 107)
کروي و ميله اي کوچک 6/0 1977 2860
ميله اي و بيضوي کوچک 9/0 966 79
زنجيري 1/1 23 105
سارسينها2 9/1 6 2
سلوموناس3 3/2 127 27
پروتوزوآها4 (تعداد در ميلي ليتر × 103)
آنتودينيوم ساده5 22 354 148
آنتودينيوم کوادتوم6 28 60 26
آنتودينيوم ووراکس7 45 3 1
داسيتريکا8 31 15 4
اوديپليدينيوم9 52 7 4
اوستراکودينيوم10

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید