بر کار، رد گردن کارهاي داراي اشکال، توصيه هاي براي پرداخت به پيمانکار، تصويب نقشه هاي کارگاهي و سايرمواردي که توسط طراح-سازنده ارائه مي شود. بررسي گواهي ها بازرسي و آزمايشات، بازرسي کار در زمان تکميل و ساير خدمات.
توجه کنيد به اين نکته ضروريست که در اين روش طراحي تفصيلي و اجرايي به عنوان يک مرحله از اجراي پروژه، توسط طراح-سازنده انجام مي پذيرد و مسئوليت صحت و دقت و کامل بودن آن با طراح-سازنده است. کارفرما يا مشاور او فقط در مواردي که داراي اهميت خاص يا ويژه اي است با مشارکت در ريسک با طراح-سازندهه اقدام به بررسي و تائيد طراحي مي نمايد و در ساير موارد طراحي انجام شده را صرفاً جهت اطلاع و اظهار نظر بررسي مي نمايد.
در ضوابط اجرايي روش طراح و ساخت براي پروژه هاي صنعتي که توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي کشور تهيه شده است شرح خدمات مشاور کارفرما براي انجام خدمات مديريت و مهندسي، از شروع ارجاع کار به پيمانکار تا تحويل قطعي پروژه به اين صورت بيان شده است:
1. خدمات ارجاع کار
2. خدمات برنامه ريزي و کنترل پيشرفت کار
3. خدمات مهندسي
4. خدمات کالا (تدارک مواد، مصالح و تجهيزات)
5. خدمات ساختمان و نصب
6. خدمات نظارت (کنترل کيفيت)
7. خدمات راه اندازي تحويل
8. خدمات مربوط به دوره نگهداري
9. خدمات برآورد، کنترل پرداختها، امور حقوقي قراردادها
در رابطه با موضوع نظارت، با توجه به مسئوليت هاي پيمانکار در روش طرح و ساخت، علاوه بر نظارتي که از سوي مشاور کارقرما اعمال مي شود، تضمين کيفيت، با ايجاد سيستم خود کنترلي در درون سازمان پيمانکار حاصل مي گردد. در ارزيابي توان اجراي کار پيمانکار، سازمان پيمانکار از نظر قابليت کنترل درون سازماني مورد ارزيابي قرار مي گيرد. واحد کنترل کيفي پيمانکار متشکل از کارشناسان خبره و خوشنام در مرحله ارزيابي توان اجراي کار به کارفرما معرفي ميشوند و مورد تائيد قرار مي گيرند. اين واحد شامل مهندسان طراح برجسته در هر رشته کاري براي کنترل طراحي و مهندسان خبره کنترل کيفي براي کنترل عمليات ساختمان و نصب و راه اندازي مي باشد. در هر مرحله، طراحي که توسط واحد طراحي نهايي مي شود، بايد بوسيله واحد کنترل طراحي پيمانکار که مستقل از واحد طراحي است، تائيد شود و بهمين ترتيب در مرحله اجرا نيز عمليات ساختمان و نصب و راه اندازي بايسد از نظر تطبيق با مشخصات فني و نقشه هاي اجرايي بوسيله واحد کنترل کيفي پيمانکار که مستقل از واحد اجرايي است، کنترل و تائيد گردد.
اعمال نظارت و کنترل درون سازمان پيمانکار به تنهايي نمي تواند اطمينان لازم براي کنترل کيفي کارها را براي کارفرما فراهم آورد. از اين رو، مشاور کارفرما، بايد در مراحل طراحي و ساخت و راع اندازي نيز از طرف کارفرما بر کيفيت و کميت کارها نظارت کند.
مشاور کارفرما بايد در ارتباط مستقيم با واحد کنترل کيفي پيمانکار، با انجام بررسي هاي لازم بر خدمات کنترل کيفيت که از سوي پيمانکار اعمال مي شود، نظارت کند. و در مراحل مختلف طراحي و اجرا پس از حصول اطمينان از صحت انجام کار، تائيديه هاي لازم را صادر نمايد. مشاور کارفرما در صورتيکه لازم بداند بصورت موردي و بطور مستقيم با انجام برداشتها، کنترل ها و دستور آزمايشهاي لازم، از صحت کارهاي طراحي و عمليات ساخت و نصب اطمينان حاصل مي نمايد.

3-7: روش هاي قيمت گذاري در روش طرح و ساخت
بطور کلي مي توان روش هاي قيمت گذاري را به دو نوع تفکيک کرد. مبناي اين تفکيک بر اساس تبديل شدن منابع مصرفي (ورودي)به محصول و هدف پروژه (خروجي) در فرآيند يک پروژه مي باشد.
الف- قيمت گذاري بر مبناي منابع مصرفي
* جبران هزينه هاي پروژه که در آن هيچگونه تصويري از اقلام هزينه از قبل تعيين نشده (عدم قطعيت کامل) و محاسبه و پرداخت بر مبناي ارائه مدارک انجام مي پذيرد. در اين روش ممکن است سقفي براي هزينه ها تعيين شود تا از مديريت نامطلوب هزينه ها جلوگيري شود.
* جبران هزينه هاي پروژه بر اساس فهرست تواقف شده اي که در آن اقلام مصرفي شامل نيروي انساني، تجهيزات اجرايي و مصالح مصرفي به تفکيک درج شده اند.
ب- قيمت گذاري بر مبناي محصول
* يک قلم 17 که مي تواند مقطوع و يا تعديل پذير باشد.
* فهرست بهار کارهاي انجام شده که در واقع قيمت گذاري يک قلم براي اجزاء محصول پروژه است. بنابراين مي توان روش هاي قيمت گذاري را به دو حالت کلي محدود کرد:
* يک قلم (قيمت مقطوع)
* جبران هزينه18
و تاثير هر يک از اين روش ها روي کارفرما و پيمانکار در شکل 3-11 نشان داده شده است.

هر چند از روشهاي يک قلم استفاده شود برريسک هاي پيمانکار افزوده مي گردد. پيمانکاران در صورتيکه از بنيه مالي، فني و اجرايي و بستر اطلاعاتي مناسبي برخوردار باشند رغبت بيشتري براي استفاده از روش يک قلم خواهند داشت. اگر شرکت پيمانکاري بتواند در طول زمان يک نظام مديريتي اطلاعات مناسبي را توسعه بدهد تمايل بيشتري براي استفاده از اين روش خواهد داشت و از اين روش به عنوان يک مزيت رقابتي بهره خواهد گرفت. از ديدگاه کارفرمايان دولتي هم استفاده از روش يک قلم به واسطه انتقال حداکثر ريسک هاي پروژه مي تواند مطلوب باشد.
با انتخاب روش طرح و ساخت درصد اطلاعات موجود در هنگام عقد قرارداد در مقايسه با روش متعارف کمتر خواهد بود و بنابراين ريسک، قيمت هم براي کارفرما و هم براي طراح-سازنده افزايش مي يابد. از نظر اصولي و با توجه به فلسفه انتقال حداکثر ريسک به طراح سازنده روش قيمت گذاري مبلغ مقطوع (يک قلم) مي باشد که بر حسب مدت زمان اجراي پروژه مي تواند مشمول تعديل باشد. البته انتخاب اين روش موکول به فراهم بودن درصدي از اطلاعات است که دقت مطلوبي در برآورد هزينه ها را فراهم آورد و در عين حال اين هزينه قابل مقايسه با ريسک نهفته در کار باشد. بنابراين اگر اطلاعات پروژه در حد مطلوبي براي استفاده از روش مبلغ مقطوع باشند مي توان قرارداد را بر مبناي آن تنظيم نمود. ولي اين شرايط به سختي در مرحله تهيه مباني پيشنهاد (RFP) فراهم بوده و بنابراين لازم است طراح-سازنده طراحي را اندکي فراتر ببرد تا علاوه بر ساير مزاياي مترتب بر آن امکان استفاده از روش قيمت گذاري مبلغ مقطوع فراهم گردد. به هر دليل که نتوان به شرايط مذکور دست يافت ناچاراً استفاده از روشهاي ديگر مطرح خواهد بود. بعد از روش مبلغ مقطوع، روش فهرست بها قرار دارد.
از جمله معايب استفاده از روش فرست بها درروش طرح و ساخت اين است که طراح – سازنده انگيزه اي براي طراحي دقيق نداشته و بدليل طراحي با ضرايب اطمينان بالا کارها گران تمام خواهد شد. بنابراين گزينه برتر در طرح و ساخت استفاده از روش يک قلم مي باشد که مي توان در صورت طولاني بودن مدت مشمول تعديل گردد. در پروژه هاي پيچيده تر که برآورد هزينه در مقطع مناقصه با تقريب قابل قبول مشکل باشد گزينه ممکن بعدي استفاده از روش قيمت واحد يا فهرست بها مي باشد.

3-8 – عوامل موثر در موفقيت پروژه هاي طرح وساخت
تا حدود اوائل دهه هشتاد غالباً واژه موفقيت پروژه صرفاً با تمام پروژه در چارچوب هاي زمان، هزينه و کيفيت از پيش تعيين شده اطلاق مي شده است. به عبارت ديگر با شنيدن واژه موفقيت پروژه مفهوم استاندارد شده اتمام به موقع مطابق بودجه و با مشخصات پيش بيني شده تداعي مي گرديد. در نتيجه اين مفهوم بيشتر از ديدگاه پيمانکاران انجام دهنده پروژه نگريسته شده است. پيمانکار سعي در اتمام پروژه در چارچوب هاي زمان، بودجه و کيفيت ازپيش تعيين شده دارد تا سريعاً پس از تحويل به کارفرما حق الزحمه خود را دريافت نمايد. اما از ديدگاه کارفرما، بازدهي و سودآوري پروژه در درجه اول اهميت بوده و ملاک اصلي موفقيت و يا عدم موفقيت پروژه محسوب مي گردد که لزوما به معناي اتمام پروژه در چارچوب زماني، مالي و کيفي از پيش تعيين شده نمي باشد. از اين گذشته ساير افراد درگير در پروژه نيز بسته به اهداف و علايق پنهاني که در رابطه با پروژه دارند. در موفقيت پروژه قضاوت مي کنند.
در طي تحقيقي که در کشور هنگ کنگ انجام شده است، بهترين عواملي که منجر به موفق شدن پروژه هاي طرح و ساخت مي گردد تعيين شده اند اين عوامل در شش گروه طبقه بندي شده اند.
1. متعهد بودن تيم پروژه
2. صلاحيت کارفرما
3. ارزيابي ريسک
4. نيازهاي استفاده کنندگان نهايي
5. نيازهاي استفاده کنندگان نهايي
در طي نتايج اين تحقيق سه گروه اول در تشريح عملکرد کلي پروژهه طرح و ساخت بسيار مهم تشخيص داده شده اند. کليه اين عوامل بيان مي کنند که موفقيت پروژه طرح و ساخت بستگي به متعهد بودن و تلاش انجام شده توسط همه گروه ها درپروژه دارد. جداي اين صلاحيت ها و تعهدات ارزيابي و پذيرش ريسک هاي بالقوه (عامل 4) نيز در موفقيت پروژه هاي طرح و ساخت اهميت دارند. علاوه بر آن نداشتن ايده روشني از آنچه که استفاده کنندگان نهايي مي خواهند نيز موثر مي باشد.

جامعه‌ آماري
جامعه پژوهش يا جامعه آماري، جايي که نتايج پژوهش قرار است به آنجا تعميم يابد يا در آنجا اجرا شود، به مجموعهاي از اشخاص، اشياء، گياهان، مکانها، رويدادها و به طور کلي اموري اطلاق ميشود که در يک يا چند صفت يا ويژگي مشترک باشند و پژوهشگر علاقمند است يافته‌هاي پژوهش يا مطالعه‌ي خود را به آن‌ها نسبت دهد (دلاور، 1385 و ساروخاني، 1387). هر چه ميزان صفتها يا ويژگيهاي مشترک کمتر باشد، جامعه گستردهتر خواهد بود و هرچه صفتها يا ويژگيهاي مشترک بيشتر باشند، جامعه محدودتر خواهد بود. علاوه بر ويژگيهاي مشترک، اعضاء هر جامعه ويژگيهاي غير مشترکي هم دارند که پژوهشگر مايل به مطالعه آنهاست. لازم است که در فرآيند پژوهش، جامعه آماري به خوبي و به روشني تعريف و ابعاد و مشخصات آن به صورت دقيق مشخص شود (دواس،1991،ترجمه نائيني، 1383).
به عبارتي جامعه آماري ما، کليه جامعه آماري کليه کارشناسان و ناظران در مجتمع ورزشي دانشگاه علوم پزشکي گلستان و فرودگاه بين المللي امام خميني (ره)مي باشد . اين جامعه آماري به صورت موردي انتخاب شده است.

1-1-1 نمونه و روش نمونهگيري
“گاهي مطالعه جامعه پژوهش يا امکانپذير نيست و يا از نظر مالي، زماني و انرژي مقرون به صرفه نميباشد و يا وضعيت به صورتي است که مطالعه جامعه مذکور در کوتاهمدت امکان پذير نيست و يا در بلند مدت نيز نتايج مطالعه به کار نميآيد. در چنين مواردي، به جاي مطالعه کل جامعه، ميتوان نمونهاي از آن جامعه را انتخاب و مورد مطالعه قرار داد. نمونه19، گروهي از افراد يا اعضاي جامعه پژوهش است که معرف آن جامعه بوده و کم و بيش، ويژگيهاي کل جامعه را داراست. به عبارت ديگر نمونه عبارت است از مجموعه مشاهدات محقق از جمعيت يا جامعه مورد مطالعه (ونوس و همکاران، 1386: 176)”.
“نمونهگيري نيز به معناي برداشتن نسبتي از جامعه يا کل به عنوان معرف يا نماينده است. اين نمونه بايد کليه يا اکثر ويژگيهاي جامعه کل را دارا باشد تا بتوان نتايج حاصل از آن را به کل تعميم داد. بر اين اساس نمونهگيري ميبايست بر اساس اصول و قواعد معيني انجام گيرد. پس، در يک تعريف ديگر ميتوان گفت نمونهگيري عبارت است از انتخاب نسبتي از کل جامعه تعريف شده بر اساس اصول و قواعد خاص و يا انتخاب افراد به روشهاي نظاممند” (سکاران،1992،مترجم صائبي،شيرازي،1380).
چندين روش نمونهگيري مختلف وجود دارد که به فراخور شرايط تحقيق و ويژگيهاي جامعه آماري و …، در نمونهگيري از روشهاي مختلفي استفاده ميشود. مهمترين اين روشها عبارتست از نمونهگيري تصادفي ساده، تصادفي نظاممند، تصادفي طبقهاي، تصادفي طبقهاي متناسب با حجم، نمونهگيري غير احتمالي و … . يک نمونه آرماني ميبايست آنقدر

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید