52 28 6
اوفريوسکولکس11 75 13 7
پلي پلاسترون12 81 5 3

1-6- عوامل موثر بر ضرايب هضمي :
تخمير شکمبه اي خوراک هاي گليکوسلولزي در يک سيستم پيچيده اي اتفاق مي افتد که توسط اثرات متقابل ديناميکي ميان حيوان، جيره و جمعيت ميکروبي تحت تاثير قرار مي گيرد. هضم الياف خام در شکمبه به طور کلي بستگي به قدرت هضمي حيوان در رابطه با فعاليت هضمي شکمبه و هضم پذيري و نحوه مصرف علوفه بستگي دارد. مورد استفاده قرارگرفتن مواد مغذي حاصل از يک ماده خوراکي ممکن است با دستگاه گوارش، گونه و سن حيوان، سطح مصرف، فرايند کردن خوراک، شرايط فيزيولوژيکي، بيماري ها و انواع مختلف تنش ها تحت تاثير قرار مي گيرد (شورنگ، 1379).

1-6-1 – ترکيب شيميايي غذا :
قابليت هضم يک ماده غذايي بستگي زيادي به ترکيبات شيميايي آن دارد. قابليت هضم مواد غذايي مختلف برحسب تغيير ترکيب شان، متفاوت است بطوري که غذاهاي دانه اي بعلت تشابه بيشتر ترکيب شان، نسبت به غذاهاي علوفه اي، داراي قابليت هضم مشابه مي باشند. در غذاهاي علوفه اي باتوجه به درصد زياد الياف خام در آنها و اثر اين الياف بر قابليت هضم، داراي تفاوتهايي مي باشند. در روش ها و سيستم هاي جديد تجزيه و ارزشيابي مواد غذايي سعي براين است که اجزاي ديواره سلولي از محتويات داخل سلولي که تقريباً تماماً قابل هضم هستند، جدا شوند. ميزان قابليت هضم ديواره سلولي همبستگي منفي با ميزان ليگنين دارد (هدايت، 1381).

1-6-2 – گونه حيوان :
قابليت هضم يک ماده غذايي علاوه بر طبيعت خود غذا، به نوع حيواني که از آن استفاده مي کند نيز بستگي دارد. قابليت هضم الياف خام در انواع حيوانات بسيار متفاوت است. در حالي که نشخوارکنندگان به علت دارا بودن يک سيستم پيش معده، آمادگي کامل براي هضم غذاهاي داراي الياف خام زياد، يعني غذاي اصلي را دارند (دهقانيان و نصيري مقدم، 1384).
قابليت هضم غذاهاي دانه اي در حيوانات نشخوارکننده و تک معده اي تفاوت زيادي ندارد. اين موضوع بيانگر نقش بسيار کم تخمير شکمبه اي در مورد اين غذاها مي باشد. غذاهاي حاوي الياف خام زياد در نشخوارکنندگان بهتر هضم مي شوند. حتي در بين حيوانات نشخوارکننده، غذاهايي با قابليت هضم بسيارکم (مانند علوفه هاي خشبي) در گاو و غذاهايي که قابليت هضم زياد دارند مانند دانه ها، در گوسفند بهتر هضم مي شوند، ولي معمولا تفاوت بين ضرايب هضم در گاو و گوسفند کم بوده و در مورد اغلب غذاها قابل اغماض است (چاشني دل، 1373).
توانايي حيوان براي هضم علوفه هاي خشبي، اصطلاحاً ظرفيت هضم خوانده مي شود که مربوط به حيوان مي باشد. براي علوفه هاي با ضريب هضم کمتر از 66 درصد، ظرفيت هضمي گاو بهتر از گوسفند است اما زماني که ضريب هضم علوفه بيشتر از 66 درصد باشد، ظرفيت هضمي گوسفند بيشتر خواهد بود. بنابرين گونه هاي نشخوارکننده کوچک مثل گوسفند کمتر مي تواند ديواره سلول ها را مورد استفاده قرار دهند و فعاليت سلولتيک در شکمبه اين حيوانات کمتر است. اما گونه هاي نشخوارکننده بزرگ بازده انرژي قابل هضم مواد اليافي بيشتري داشته و قدرت هضمي بالايي براي خوراک هاي با الياف بالا دارند (شورنگ، 1379).
ظرفيت شکمبه متناسب با اندازه بدن حيوانات نشخوارکننده بزرگ سازش به استفاده از رژيم هاي غذايي با سلولز زياد و ديواره هاي ضخيم سلولزي نظير علف هاي چمني محسوب مي شود. حيوانات نشخوارکننده کوچک براي جبران مقدار مصرف کمتر بخاطر محدوديت ظرفيت شکمبه، انتخابي تر تغذيه مي کنند، بطوريکه کيفيت رژيم غذايي مصرف شده توسط گوسفند بهتر بوده و از نظر مقدار پروتئين خام، فسفر، انرژي غني تر از رژيم غذايي گاو مي باشد.

1-6-3 – ميزان غذاي مصرفي(سطح تغذيه1) :
با افزايش مصرف غذا، حرکت و عبور مواد غذايي در مسير دستگاه گوارش بيشتر شده، لذا فرصت کمتري براي تاثير آنزيم ها و شيره هاي گوارشي بر روي مواد غذايي مصرف شده و نيز جذب مواد غذايي هضم شده کمتر مي باشد. بنابراين افزايش مصرف غذا سبب کاهش قابليت هضم مواد غذايي مي شود. افزايش مقدار غذاي مصرفي به اندازه دو واحد (دو برابر) مقدار مورد نياز براي نگهداري(بقاي) حيوان نشخوارکننده، سبب کاهش 1 تا 2 درصد قابليت هضم ماده خشک غذاهايي نظير علوفه و مواد سيلويي مي شود. اين کاهش در جيره هايي که بطور عمده از علوفه خرد شده و پلت شده تشکيل شده اند، حداکثر مي باشند (هدايت، 1381).
زماني که مصرف غذا به ميزان کمتر از نياز نگهداري کاهش مي يابد، حيوان هضم غذا و استفاده از مواد مغذي حاصل از هضم را با راندمان بيشتري انجام مي دهد. در مورد نشخوارکنندگان، هنگامي که تنها از علوفه تغذيه مي نمايند. سطح مصرف غذا تاثير کمي روي قابليت هضم دارد در حالي که با قرارگرفتن نسبت هاي زياد از مواد متراکم در غذاي حيوان، تاثير سطح تغذيه روي قابليت هضم آن بيشتر مي شود (چاشني دل، 1373).
استراتژي هاي تغذيه اي به منظور افزايش هضم الياف خام با فراهم کردن شرايط مناسب براي فعاليت ميکروارگانيسم هاي هضم کننده الياف در ارتباط مي باشند. يک جيره متعادل مي تواند محيط مناسبي براي حداکثر رشد و توليد ميکروبي فراهم کند. تامين احتياجات مواد مغذي براي رشد و تکثير ميکروارگانيسم هاي سلولتيک با افزودن مکمل هاي غذايي- معدني و ويتاميني و منابع ازت غير پروتئيني1 جهت تامين غلظت مناسب آمونياک و همچنين استفاده از مواد بافري به منظور حفظ شرايط مطلوب براي تخمير ميکروبي و بهبود محيط شکمبه، از جمله اقداماتي است که باعث افزايش فعاليت و رشد عوامل هضم کننده الياف مي شوند (شورنگ، 1379).

1-6-4 – ترکيبات جيره :
قابليت هضم غذاهاي دامي مي تواند تا حد زيادي به ترکيبات غذا نيز بستگي داشته باشد، اين گفته بيشتر در مورد غذاهاي اصلي که مقدار مواد مغذي آنها با نوسانات زياد روبروست، صدق مي کند تا غلات که ترکيباتش نسبتا همواره ثابت مي ماند (دهقانيان و نصيري مقدم، 1384).
جيره هاي غذايي مقدار و نسبت گونه هاي ميکروبي را در شکمبه تحت تاثير قرار مي دهند، در واقع تنظيم جمعيت ميکروبي شکمبه بوسيله نوع جيره غذايي صورت مي گيرد. pH شکمبه يکي از عوامل متغيري است که مي تواند جمعيت ميکروبي و سطوح توليد اسيدچرب فرار را تحت تاثير قرار دهد.
pH شکمبه در واقع بيانگر مقدار اسيدهاي آلي تجمع يافته در شکمبه، سرعت جذب آنها از شکمبه، مقدار ترشحات ديواره شکمبه، مقدار بزاق ترشح شده و سرعت عبور مايعات از شکمبه به قسمت هاي پايين دستگاه گوارش است و تحت تاثير عواملي مثل نوع غذا، مقدار و سرعت مصرف غذا قرار مي گيرد. براي تطبيق نياز ميکروارگانيسم هاي مختلف در شکمبه، جيره هاي متعادل از نظر تغذيه اي بايد يک محدوده pH بين 8/6 تا 4/7 را حفظ کند. منبع و مقدار کربوهيدرات هاي جيره غذايي بر ميزان تخميرات شکمبه اثر زيادي دارند و هضم الياف خام که خوراک اصلي اينگونه حيوانات است، را به هم مي زنند. pH بين 8/6 تا 6 باعث کاهش جزئي در هضم الياف و pH زير 6 سبب افت شديد در فعاليت سلولتيکي مي شود. pH بين 5/4 تا 5 نيز موجب توقف کامل هضم الياف خواهد شد.
کاهش pH شکمبه باعث کاهش اشتها، قدرت حرکت شکمبه، هضم الياف و توليد ميکروبي مي شود. کاهش pH شکمبه اي نه تنها روي انرژي دريافتي و توليد پروتئين ميکروبي اثر دارد بلکه اغلب مي تواند منجر به ايجاد مشکلات و بيماري هايي مانند لنگش، زخم شکمبه و آبسه کبدي شود (کراس و همکاران1، 2002).
مواد خوراکي که وارد شکمبه مي شوند عمده ترين عامل تغيير pH مي باشند. با افزودن بافر به جيره هضم الياف خام نامحلول در شوينده اسيدي2 حدود 12-9 درصد افزايش مي يابد. هنگام تغذيه با خوراک هاي اليافي pH شکمبه عموما بين 3/6 تا 7 تغيير کرده و جمعيت پروتوزايي افزايش مي يابد، در حاليکه جيره حاوي 90 – 80 درصد غله، جمعيت پروتوزوايي را کاهش و يا کاملا از بين مي برد (شورنگ، 1379).

1-6-5 – عمل آوري 3:
از آنجاييکه اغلب غذاهايي که به مصرف حيوانات اهلي مي رسند، شکل تغيير يافته گياه اصلي مي باشند، لذا نحوه و ميزان تغييرات انجام شده بر روي آنها مي تواند قابليت هضم آنها در دستگاه گوارش حيوان ثاثير بگذارد(چاشني دل، 1373).
معمول ترين عملياتي که جهت آماده نمودن غذاهاي حيوانات صورت مي گيرد شامل قطعه قطعه کردن، خشک کردن، جدانمودن پوشال ازدانه، خردکردن، له کردن، سائيدن و پختن مي باشند. علاوه بر اين اعمال، بعضي از مواد خوراکي تحت تاثير واکنش هاي ميکروبي قرار مي گيرند و در اين صورت امکان نگهداري آنها براي مدت زمان بيشتر و راندمان بهره وري آنها در بدن حيوان نيز بيشتر مي شود (هدايت، 1381).

1-7- تجزيه پذيري مواد آلي در شکمبه :
اهميت تغذيه مناسب و کافي نشخوارکنندگان (کمي و کيفي) ايجاب مي نمايد که ارزش غذايي هريک از مواد خوراکي و اجزاي تشکيل دهنده آنها طبق روش هاي صحيح و استاندارد تعيين گردد (تقي زاده، 1375) قابليت هضم يک غذا علاوه بر اين که تحت تاثير ترکيب خود غذاست، بستگي به ترکيبات غذاهاي ديگري دارد که همراه آن صرف مي شود. اين اثر تجمعي غذاها که باعث ترديد در نتايج حاصل از آزمايش هاي تعيين قابليت هضم مواد متراکم که از طريق تفاوت وزني به دست مي آيد، مي شود (عبدي و همکاران، 1384).
قابليت هضم و جذب مواد غذايي در بخش هاي مختلف دستگاه گوارش نشخوارکنندگان متفاوت است. بنابراين ارزش يک ماده غذايي و يا مواد مغذي علاوه بر قابليت هضم، بستگي به محل هضم آن نيز دارد.

1-7-1 – تجزيه پذيري کربوهيدرات ها در شکمبه:
در غذاي مصرفي نشخوارکنندگان مقادير زيادي از کربوهيدرات ها (سلولز، همي سلولز، نشاسته و کربوهيدراتهاي محلول در آب) وجود دارند، بطوريکه در علوفه هاي مرتعي جوان که مورد مصرف عمده حيوانات نشخوارکننده است حدود 40 درصد ماده خشک آنها را، سلولز و همي سلولز و 20 درصد آنها را کربوهيدرات محلول تشکيل مي دهد. علاوه بر اين، ترکيبات ديگري نيز مانند ليگنين در گياه وجود دارند که با زياد شدن سن گياه، مقدار آن افزايش مي يابد. در نشخوارکنندگان دانه هاي کامل با يک پريکارپ سالم، کاملاً يا به مقدار زيادي به هضم مقاومت نشان مي دهند. چون دانه هاي کامل به چسبندگي باکتريايي مقاوم هستند (بوچمن و همکاران1، 1994؛ مک کاليستر و همکاران2، 1994). برعکس فرآيند کردن دانه ها بوسيله اعمال مختلفي مثل حرارت، رطوبت و اعمال مکانيکي باعث فراهم آوردن فرصت براي چسبيدن باکتري ها به گرانول هاي نشاسته مي شود، قابليت هضم نشاسته افزايش مي يابد(هانتيگتن1،1997).
گروهي از کربوهيدرات هاي پيچيده، در شکمبه تحت تاثير آنزيم هاي ميکروبي به قند هاي ساده تبديل مي شوند. قندهاي ساده توليدشده در اين مرحله توسط ميکروارگانيسم ها جذب و در بدن آنها به اسيدهاي چرب فرار (اسيداستيک، اسيدپروپيونيک و اسيدبوتيريک)، گازکربنيک وگازمتان تبديل مي شود. گروه ديگري از کربوهيدرات هاي غذا به صورت اسيدهاي چرب فرار از ديواره شکمبه جذب بدن و بقيه نيز به عنوان بخشي از اسکلت ميکروارگانيسم ها ، در بدن آنها ذخيره شده تا اينکه در روده کوچک تحت تاثير آنزيم ها و اسيد هضم و جذب شود(چاشني دل، 1373).
سرعت و ميزان هضم نشاسته در شکمبه تحت تاثير چندين عامل از جمله منبع نشاسته جيره، ترکيب جيره، مقدار خوراک مصرفي به ازاء واحد زمان،

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید