نظامي با ساير منظومات پنج گانه به دليل ساختار داخلي و مضمونش فرق دارد .آنچه اين منظومه را با ديگر آثار شاعرهمسان مي سازد ايده مشترک و منطق هنري آن است .
منظومه مخزن الاسرار از نظر ساختار و درونمايه از بيست مقاله و چند باب مستقل فلسفي تشکيل شده است .شاعر در بعضي از باب ها ملاحظات و داوري خود را در مورد هنر سخنوري و وظايف اجتماعي آن بيان کرده و کلام موزون را بر کلام غير موزون ترجيح مي دهد .
پروفسور رستم علي اف مي گويد که مقالات اول در برگيرنده ديدگاه هاي فلسفي شاعر در مورد عشق و محبت است .خداوند عشق را قبل از هستي آفريده و بزرگترين خصوصيت طبيعي انساني بوده و اثر با عقل همراه شود .انسان را از تمام آفريده ها برتر مي کند .دنياي معنوي انسان به وسيله عشق و عقل اداره مي شود .
حيات طبيعي انسان بايد شکل زندگي ،خواسته هاي غريزي زيستي را در چارچوب عقل تامين کند .
تعليمات نظامي مواعظ و نصايح محکمي است که از منافع تمامي مظلومان و زحمتکشان دفاع مي کند .او حاکمان مستبد را به پروردن دين و عدالت ،رعيت پروري وتلاش در جهت رفاه مردم و امنيت آنها دعوت مي کند و تنها چيزي که مي تواند يک کشور را ويران کند ظلم است.
از بزرگترين خدمات نظامي مبارزه آشتي ناپذير در احياي دين اسلام است .شاعر در عنفوان جواني عليه دشمنان اسلام برخاسته و تلاش در احياءدين پاک محمدي کرده است شاعر مسلمان و متقي بود که بهتر از ديگران درک کرده بود که اسلام دين برادري -برابري -و آزادي و برابري تمام ملل و قبايل است .در کتاب مخزن السرار خود منظومه هاي در باب احياي دين اسلام سروده است .اولين چاپ مخزن الاسرار با ترجمه انگليسي از طرف دانشمند و ايران شناس معروف انگليسي ويليام جونزدر کلکته صورت گرفت و بعدها دانشمند ديگر انگليسي متن کامل منظومه را از روي نسخه هاي معتبر و قديم تهيه کرد و چاپ نمود که اين چاپ بهترين و معتبرترين متن کتاب حساب مي شود و بارها تجديد چاپ شد .خود نظامي مي دانست که کاپيتان حتي موقعي که وي در قيد حيات است آثارش را تعريف مي نمايند و شاعر در اين مورد چنين مي گويد .
کمر بستم به عشق اين داستان را صداي عشق در دادم جهان را
مبادا بهرمند از وي خسيسي بجز خوشخواني و زيبا نويسي
زمن نيک آمد اين گر بد نويسد به مزد من گناه خود نويسد
زن در مخزن الاسرار
نقش زن را در نخستين مثنوي نظامي ،مخزن الاسرار بررسي مي شود از اين نظر که او شاعري بوده که زنان را ارج نهاده و جايگاه ويژه اي به آنها داده است .
در وهله ي نخست به نظر نمي آيد که نظامي در مخزن الاسرار از زنان سخني آورده باشد و در ادبيات جهاني عادت بر آن بوده که نام زن با عشق و عاشقي همراه باشد .درحالي که اگر بخواهيم زن را هم پاي مرد در زندگي اجتماعي و سياسي بدانيم بهره سخن از زنان را در مخزن الاسرار مي يابيم وبا شخصيت هاي زناني غير از زنان ديگر مثنوي ها او مواجه مي شويم زيرا زنان در منظومه هاي عشقي او همگي معشوقگان قهرمانان قصه هاي چهار مثنوي شاعرند همه از طبقات مرفه اجتماعي و از دختران و از زنان اشراف مي باشد.لازم است اشاره نمائيم که گرچه تمام نظامي شناسان آفاق کنيزکي را که بهرامشاه سلجوقي به حکيم نظامي هديه نمود نخستين زن زندگي نظامي است و ليکن نحوه زندگي عصر چيز ديگري مي گويد و او نخستين مثنوي خود را در سن 40 سالگي سروده است آنچه تعيين است نظامي نيز مانند هر انسان سالم طبيعي غرايزي داشته و دلخواهي مي جوييد.دلخواهي مي جوييد.اگرچه در مخزن الاسرار وصف زيبايي زني همانند آنچه در ديگر مثنويهاي اوست نمي يابيم و ليکن قطعاتي همچون “ثمره خلوت اول ” ابياتي است که پرده از آرزوهاي پنهان شاعر بر مي دارد
گل نفسي ديد شکر خنده اي بر گل و شکر نفس افکنده اي
دستگردي در شرح بيت دوم مي گويد “کنايه از رنگ به گل شيريني به شکر وام دادن است “و از طرفي ديگر خلال همين ابيات مي توانيم به زيبيايي مطلوب آن روزگار پي ببريم .
ديدن او چون نمک انگيز شد هرکه درو ديد نمکريز شد
تا نمکش با شکرآميخته شکر شيرين نمکان ريخته
طوطي باغ از شکرش شرمسار چون سر طوطي نقش طوقدار
زان زنخ گرد چو نارنج دوش غبغب سيمين چو ترنجي به کش
درخلوت دوم نيز نظامي خود را آنچنان مي بيند که دستگيري در شرح آن مي گويد “بخور آهي که از روزن نقش آن مجلس بيرون مي آمد واقعه يوسف و پيراهنش را شرح مي داد”.اگرچه اين بيت را مي توان به دور از زليخا به داستان يعقوب و پيراهن يوسف شرح کنيم .ولي ابيات ديگر راه را بر ما مي بندد .البته بايد تاکيد کرد که تاکنون کتابي همچون مخزن الاسرار يافت نشده است و در رد تناقص گويي شاعر بيتي ديگر از او را مي آوريم که نشان مي دهد شاعر از يک ادب اجتماعي برخورداربوده و مي کوشيده دروغ نگويد و خود بر اين اعتراف دارد زيرا که سخن راست تلخ است.
زيرا سخن راست تلخ است و او طبع شعر سليمي دارد و هدفي درست و او معذور است و سخنش مطلوب
چون به سخن راستي آري بجاي ناصر گفتار تو باشد خداي
طبع نظامي و دلش را ستند کارش از اين راستي آراستند
پس نخستين منظومه شاعر ، مخزن الاسرار که بيان حقيقت ادب فردي شاعر و تعامل وي با ادب اجتماعي او در لباس قصه است را مي پذيريم
گر چه زنان مثنوي هاي نظامي همگي خود داستان ساز و داستان پردازند ولي در مخزن الاسرار در زندگي اجتماعي و سياست بسيار تاثير گذارند ازديگر مميزات زنان در مخزن الاسرار پختگي سن آنان است .
از ويژگي هاي ديگر نظامي در مخزن الاسرار اين است که او قياس مردانگي ، مرداني که خود را با موزين اخلاق مجتمع وقف نداده اند به قصد تحقير با صفت زنان مي سنجد يا به داستان زنان مشهور تاريخ اشاره مي نمايد با از قصه هاي عصر خود مي سرايد زنان مخزن الاسرار يا از نامداران تاريخ ادبند و يا از کساني که مي توان از آنان با صفت (گمنامان مشهور تاريخ) نام برد در هر دو صورت نه تنها از اهميت زن کاسته نمي شود بلکه خواسته يا ناخواسته از نيروي شخصيتي زنان سخن مي گويد.
داستان خسرو و شيرين
هرمز پادشاه ايران صاحب فرزند پسري مي شود که نام او را پرويز مي نهد و پرويز نديمي هنرمند به نام شاپور داشت شاپور به دنبال وصف و شکوه و جمال ملکه ي ارمنستان ، سخن را به خواهر زاده ي زيبايش شيرين مي کشاند و از جمال و زيبايي شيرين و حتي از اسب نجيب و اصيل او سخن مي راند.
با توصيفاتي که شاپور مي کند شاهزاده ايراني عاشق شيرين مي شود و شاپور را مامور مي کند که محبت شيرين را نسبت به امير برانگيزد . شاپور به ارمنستان مي رود و در کوهستاني که گردشگاه شيرين بوده است تصويري زيبا از خسرو شاهزاده ايراني بر درخت آويزان مي کند و شيرين باديدن تصوير عاشق و دلبسته او مي شود ، شاپور اين کار را بارها در موقعيت هاي مختلف در مسير شيرين تکرار مي کند تا اينکه شيرين از همراهانش مي خواهد که پرده از اين راز بردارند همراهان شاپور را يافته و نزد شيرين مي آورند و شاپور شروع به توصيف خسرو مي کند شيرين عاشق و دلبسته براي وصال معشوق عازم ايران مي شود و از طرف ديگر خسرو هم به قصد ديدن شيرين به سوي ارمنستان رهسپار مي شود.
در اين ميان پدر خسرو پادشاه ايران جان مي سپارد و خبر مرگش را براي خسرو مي آورند بنابراين او براي رسيدن به تخت پادشاهي به ايران بر مي گردد اما هنوز بر تخت ننشسته بود که بهرام چوبين به ايران حمله مي کند و شاه از ترس به آذر بايجان مي گريزد و برحسب اتفاق با کاروان شيرين روبه رو مي شود و آن دو همديگر را مي شناسند.
مهين بانو عمه شيرين به او سفارش که در معاشرت با خسرو نجابت و عفت خود را حفظ کند و شيرين هم به او قول مي دهد و پس از رفتن خسرو و شيرين به مرغزار و مستي خسرو و درخواست او از شيرين براي کامجويي ، به علت سوگند و قولي که ياد کرده بود امتناع مي ورزد سرانجام پس از اظهار نيازهاي زياد از سوي خسرو و ناز از سوي شيرين ، خسرو رنجيده خاطر راهي روم مي شود و در آنجا مريم دختر پادشاه روم را همسري انتخاب مي کند بعد از مدتي با سپاهي به ايران لشکر کشيد و تاج و تخت سلطنت را پس گرفت ، خسرو دلش در گرو عشق شيرين بود ، اما مصلحت پادشاهي را در رعايت خاطر مريم مي ديد (ثروتيان ، 1382 : 42)
ميان عاشقي و مصلحت انديشي سرگردان بود پس از مدتي مهين بانو بيمار مي شود و در بستر مرگ برادر زاده خود را به صبر و شکيبايي وصيت مي کند . تجربه به او نشان داده که غم و شادي در جهان ناپايدار است و به هيچ يک دل نبايد بست و پس از مرگ مهين بانو ، شيرين بر تخت سلطنت مي نشيند و با عدالت حکومت مي کند تا اينکه روزي خبر پيروزي خسرو و تاجگذاري او را مي شنود بي درنگ و بي قرار دولت را به ديگري مي سپارد و خود عازم تيسفون

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید