مي ماند و زني است که گويي در زيبايي همتايي ندارد او الگوي يک عاشق راستين است که حاضر نيست عنان اختيار خويش را به نفس خود دهد و داراي صفاتي چون دورانديشي ، واقع گرايي ، وقار و متانت است. شيرين يک زن است با همه احساسات زنانگي خود ، عکس العمل او در برابر سخنان شاپور که از طرف خسرو مأمور شده تا از شيرين بخواهد به طور پوشيده و دور از چشم مريم همسر خسرو به قصر او رود هم نشان غيرت اوست و هم بيانگر فهم و درک درست وي . رفتار تند و عتاب آلود شيرين با شاپور يادآور جايگاهي است که وي براي شخصيت خود قائل است و نمي خواهد در پاي عشق خسرو جايگاه انساني خود را دچار آسيب کند.
گفت و گوي خسرو و شيرين وقتي که خسرو براي ديدن محبوب به سوي قصر او مي رود و شيرين در را به روي او مي بندد و اين نکته را مي رساند که خسرو هنوز بايد پيچ و خم راه عشق را طي کند و آبديده شود ، شيرين در اين جا اگرچه همه از روي ناز است در جايگاه تعليم است و خسرو بايد در برابر رفتار نسنجيده با معشوق تنبيه شود.
شيرين از نظر نظامي چون رستم در نگاه فردوسي است . از اينروست که مي بينيم همه تلاش شاعر در جهتي است که اين شخصيت اول داستان او از جايگاه بلند خود فرو نيفتد. (ميرهاشمي ، 1388 : 235 و 236)
نظامي در داستان ليلي و مجنون سرگذشت ليلي و مجنون را به زيبايي بيان مي کند و از ليلي به عنوان يک شخصيت نام مي برد که در خانه ي ابن سلام از دوري وفراق مجنون لحظه اي آرام ندارد و بعد از ديدن مجنون از او مي خواهد که برايش غزلي بخواند و مجنون غزلي مي خواند که بيان اندوه بي پايان اوست و دوباره دو يار از يکديگر جدا مي شوند. از بررسي اين داستان مي توان گفت :
” ليلي هم در عشق خود چيزي از مجنون کم ندارد ، اما چون او يک دختر است بنابراين با توجه به فرهنگ و آداب و سنن عرب ، آن مجال را نمي يابد که چون مجنون آشکارا از عشق دم زند به ناچار پيوسته در خلوت خود به درد مي نالد. همين اندوه جان فرساست که سرانجام او را از پاي در مي آورد . رفتار ليلي در خانه ابن سلام وقتي همسر را از خود مي راند و مانع کام جويي وي مي شود نشانه ي وفاداري او به مجنون است ليلي در خانه ابن سلام همچون زنداني در حصار است همواره چشمان اشکبار دارد و هرگاه فرصتي دست دهد پيامي به دوست مي رساند و پيام او را مي شنود. بنابراين در نگاه نظامي ليلي هم جزء عاشقان راستين است که همه چيز خود را فداي عشق و محبت محبوب مي کند. فضاي داستان و حضور دو چهره واقعي از عشق سبب شده که نظامي تا اندازه قابل توجهي رنگ عرفاني به اين داستان بدهد و عشقي زميني را آسماني سازد” ( همان : 296 )

فصل سوم

روش تحقيق

روش تحقيق
روش تحقيق در اين پايان نامه به صورت توصيفي – تحليلي صورت گرفته است در تحقيقات توصيفي محقق آنچه واقعيت دارد و در ميدان پژوهش وجود دارد مي آورد.
در اين پژوهش هدف توصيف زن و جايگاه و ويژگي هاي آن در شاهنامه و آثار نظامي است که مورد بررسي قرار مي گيرد . در اين روش هدف توصيف عيني ، واقعي و منظم حوادث و رويدادها مي باشد و تلاش مي شود تا آنچه هست بدور از استنتاجات ذهني گزارش مي شود.
در اين تحقيق در موقعيت ، وضعيت و نقش متغييرها دخالتي صورت نمي گيرد و صرفا آنچه را وجود دارد مطالعه و به توصيف و تشريح آنها پرداخته مي شود . از آنجا که اينگونه تحقيقات ارزش علمي بالايي دارد مي تواند به کشف حقايق و ايجاد شناخت کلي در ادبيات داستاني منجر شود ، هرچند بعضي از تحقيقات توصيفي که ماهيت انفرادي دارند به ايجاد شناخت منتهي نمي شود.
چهارچوب نظري مهمترين ويژگي تعيين کننده روش تحقيق است و از مراحل اساسي روش تحقيق محسوب مي شود که در اين تحقيق بر مبناي اطلاعات به دست آمده از شاهنامه ، ليلي و مجنون ، خسرو و شيرين ، هفت پيکر و ….. جايگاه زن مشخص مي شود ، درک جزئيات و استدلال منطق بين پديده ها از شاخص هاي اصلي مطالعه محسوب مي شود.
ابزار گرد آوري اطلاعات
در اين تحقيق جمع آوري داده ها از طريق مطالعات کتابخانه اي و بررسي اسناد صورت پذيرفته بدين صورت که شاهنامه و آثار نظامي مورد مطالعه قرار گرفته و از طريق فيش برداري از داده ها از جمله زنان شاهنامه ، جايگاه آنها ، ويژگي هاي آنها و خصوصيات زنان در خسرو و شيرين ، ليلي مجنون ، هفت پيکر و ….. داده ها جمع آوري شده است .
تمام آثار معتبري که در اين خصوص وجود دارد به مطالب آنها توجه شده است.
شيوه تجزيه و تحليل مطالب
در اين پايان نامه فرآيند تجزيه و تحليل يافته ها به صورت ذيل انجام پذيرفته است :
اولين مرحله مطالب از طريق اسناد و مدارک موجود در کتابخانه جمع آوري شده و مجلات و مقالات پژوهشي جزو ابزار کار بوده است.
مرحله دوم طبقه بندي داده هاست که با نظم منطقي و به ترتيب ابتدا زنان شاهنامه سپس زن در مخزن الاسرار ، خسرو و شيرين ، ليلي و مجنون ، هفت پيکر و اسکندرنامه مورد مطالعه قرار گرفته است .
مرحله سوم بعد از مرتب کردن ، دسته بندي و طبقه بندي اطلاعات شاخص ها تبيين شده و بهترين شکل به عنوان الگوي مناسب انتخاب گرديده است.
مرحله چهارم يافته ها به صورت تک تک مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته وجوح اشتراک و افتراق مشخص شده و مضامين و موضوعات مناسب داده ها بيان شده است و موضوعات ضمن حفظ چارچوب نظري پايان نامه ، تحليل گرديده است . ” تحليل به معني طبقه بندي ، تنظيم ، پردازش ، دستکاري و خلاصه کردن داده ها براي يافتن پاسخ براي پرسش هاي پژوهش است ، هدف از تحليل تقليل داده ها به شکل قابل فهم و قابل تفسير است به نحوي که بتوان روابط متغيرهاي گوناگون مرتبط با مسئله پژوهش را مورد مطالعه قرار داد ” ( علي احمدي ، 1387 : 246 )
مرحله پنجم تفسير داده هاست ” در تفسير کردن با توجه به نتايج تحليل ، استنباطهايي پيرامون روابط مطالعه شده در پژوهش انجام مي گيرد و درباره ي اين روابط نتيجه گيريهايي به عمل مي آمد. پژوهشگري که نتايج پژوهش را تفسير مي کند در جستجوي معاني و کاربرد آنها است که به دو طريق انجام مي شود ، يکي روابط درون داده هاي پژوهش تفسير مي شوند و دوم پژوهشگر نتايج و استنباط هاي حاصل از داده ها را با نظريه و نتايج ساير پژوهش ها مقايسه مي کند ” (همان :247)
در اين پايان نامه نيز خصوصيات ، ويژگي ها و جايگاه زن با توجه به شاخص ها مورد تفسير واقع شده و استنباط هايي که در خصوص جايگاه زن به دست آمده با ديدگاهي نو عرضه شده است و سعي شده است که به پرسش هاي آغازين جواب داده شود و تکليف فرضيه هاي پژوهش که گزاره هاي احتمالي و غيريقيني هستند معين شده است.

فصل چهارم

يافته هاي تحقيق و تجزيه و تحليل آن ها

بخش اول
در اين بخش ابتدا زندگي نامه فردوسي ذکر مي شود سپس زن در شاهنامه بررسي مي گردد.
فردوسي
جزئيات زندگي فردوسي چندان مشخص نيست حوادث مختلف زندگي او دستخوش افسانه ها شده است تا جايي که نمي توان اطلاعات کامل و دقيقي از زندگي حکيم فرزانه وشاعر آزاده داد . بيشتر اگاهيها از زندگي شاعر و رنج و سختي اي که بر او گذشته است برگرفته از شعرا و گفته هاي او مي باشد .حکيم ابوالقاسم فردوسي نزديک به هزار و صد سال در سال 329 هجري در روستاي باز يا پاز از نواحي طوس ديده به جهان گشود ، خانواده او از دهقانان بودند ، علاوه برداشتن آب و زمين و داشت وضع مناسب ، به ميهن پرستي و داشتن شوق ملي و پاسداري از فرهنگ نياکان خويش زبانزد بودند. فردوسي با بزرگ شدن در چنين خانواده اي ضمن آموزش اصول دين و فراگرفتن دانش و علم نسبت به تاريخ کهن سرزمين خويش و حکايتها و سرگذشتهاي نياکانش علاقه اي شديد داشت . از اينرو به تاريخ داستاني گذشته که پيش از او به نثر گردآوري شده بود پرداخت و در حقيقت گذشته ي ايران را زنده کرد ، فردوسي از شاعران تواناي قرن چهارم هجري است که به راستي بايد او را احياگر زبان فارسي و نگاهبان فرهنگ کهن ايران زمين دانست . او سي سال از عمر گرانمايه خود را صرف سرودن شاهنامه کرد که گذشت زمان نتوانسته گزندي به آن وارد کند اگر چه منظومه اي حماسي است اما در آن چندين داستان بزمي و غنايي ديده مي شود وجود اينگونه داستانها نمايشگر احساسات و عواطف لطيف قهرمانان داستان است ، گواه اين معناست که زندگي رويه هاي گوناگوني دارد پس نبايد ارزش هاي فردي و اجتماعي را محدود به برخي امور دانست همان قدر که دفاع از آرمان هاي جامعه ارزشمند است و نشانه کمال و درک درست از زندگي محسوب مي شود عشق ورزيدن و نمايش جلوه هاي گوناگون احساسات فردي هم يادآور واقعيت هاي زندگي است و نشان مي دهد که قهرمانان حماسه ها هم غيرواقعي نيستند .
فردوسي در ابتداي سرودن شاهنامه حدود سال 370 هجري قمري از زندگي نسبتا مرفه برخوردار بوده ، وقتي سي سال بعد در سال 400 هجري قمري نظم شاهنامه به پايان رسيد شاعر به جهت گريز از تنگدستي و جاودانگي و حفظ دسترنج سي ساله خود کتابش را به نام محمود غزنوي نمود. اما محمود که از جهات ديني به فردوسي شيعه مذهب بود و صراحتا در اشعار خود دوستدار اهل بيت بوده است موافقت نکرد و قدر حکيم را ندانست و به اذيت و آزار او فرمان داد تا اينکه فردوسي به مرات گريخت و نزد حاکم طبرستان رفت.
اما محمود غزنوي پس از مدتي پشيمان گشت و دستور داد صله و پاداش در شأن فردوسي به توس فرستادند اما ديگر دير شده بود و فردوسي در ميان نبود و دخترش نيز هديه ها را نپذيرفت و پيکر پاکش را در باغ شخصي به خاک سپردند، نام و يادش جاودانه باقي مانده و خواهد ماند.
زن در شاهنامه
امروزه بيشتر فارسي زبانان فردوسي را شاعر رزم و حماسه مي شناسند و آنچه از مضامين شعري درباره فردوسي در ذهن و انديشه آنان جاي دارد اغلب داستانهاي پهلواني و توصيف دلاوريهاي پهلوانان است و شايد به خاطر همين جلوه گاه پهلواني شاهنامه کتابي مردانه معرفي شده است و شخصيت هاي ماندگار آن مردان هستند ، زندگي و مرگشان نماد آزادي و سربلندي و افتخار است ولي با اين اوصاف نبايد نقش زنان بزرگ و برجسته را ناديده گرفت زناني که با خردمندي و هوش و درايت خويش نقش اساسي در زندگي و سرنوشت خود داشتند و در تحولات سياسي ، اجتماعي عصر خود تاثير گذار بودند.
در شاهنامه هم داستانهايي ارزشمند و در خور توجه با مضامين بزمي و غنايي هست که سرآمد آنها داستان زال و رودابه است . در اين داستان ، احساسات لطيف و عواطف رقيق انساني با عفت و پاکدامني آميخته است . جوانمردي همراه با احساسي از عشق و پاکدامني ويژگي اصلي داستان است بطور کلي بايد گفت داستانهاي بزمي فردوسي صرفا عاشقانه نيست بلکه تلفيقي است از عشق و حماسه ، عشقي که خود از روح حماسي برخوردار است ، مردانه و پهلواني است.
در شاهنامه تناوري و دلاوري پهلوانان با زيبايي و لطافت زنان به هم مي آميزد . زنان در داستانهاي عاشقانه شاهنامه ، از جرأت و جسارتي عاشقانه همراه با پاکدامني برخوردارند . آنچه باعث شيفتگي و علاقه آنان به معشوق مي شود صفات دلاوري ، مردانگي ، رزم آوري و شهامت پيشگي است و زيبايي ظاهري در درجه دوم اهميت قرار دارد.
چنانچه زنان شاهنامه براي ازدواج هيچ گاه از مسير عفت و نجابت منحرف نمي شدند و طرف مقابل آنان نيز مرداني هستند با صفات پهلواني همراه با فرهنگ وارسته و برخوردار از عزت نفس و سلامت فکر.
زنان شاهنامه شخصيتهاي پاکدامنند ، در عين زيبايي و رعنايي ، وقار و متانت در رفتار و کردارشان حاکم است و فرزانگي و بزرگ منشي را با شرم زيباي زنانه در آميخته اند . اين زنان در پايداري عشق خود به معشوق همه خطرها و بيم ها را به جان مي خرند و با فداکاري و از خود گذشتگي ، جلوه هايي حماسي از شخصيت خويش بروز مي دهند

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید