نمود که براي دور کردن پرندگان از مزارع به کار مي‌رود. برخي ترکيبات هالوژنه نيز باعث ايجاد چنين حالتي مي‌شوند.
ب)سموم آکسوني: اين سموم بر آکسون سلول‌هاي عصبي تأثير مي‌گذارد. سموم کلره و نيز پايروتيروئيدها به اين صورت روي موجودات زنده خصوصا” حشرات مؤثرند.
ج) سموم سيناپسي: نقطه اثر اين ترکيبات محل اتصال آکسون يک سلول عصبي به دندريت سلول عصبي ديگر يا در محل سيناپس مي‌باشند. در سيناپس‌هاي عصبي حشرات حداقل دو نوع انتقال دهنده شيميايي به نام‌هاي استيل کولين و اکتوپامين وجود دارد. در حشرات استيل کولين واسطه شيميايي در سيستم عصبي مرکزي است اما در پستانداران اين ناقل در محل اتصال اعصاب به سلول‌هاي ماهيچه‌اي عمل مي‌کند. برخي از سموم نظير ترکيبات فسفره و کاربامات بازدارنده آنزيم استيل کولين استراز مي‌باشند. برخي نظير فرماميدين‌ها بر سيناپس‌هاي با واسطه اکتوپامين اثر مي‌گذارند و برخي ديگر از سموم نظير نيکوتين جزء سموم پس سيناپس به شمار مي آيند.
5-بازدارنده‌هاي متابوليکي:
5-1 مهار کننده‌هاي زنجيره تنفسي: زنجيره انتقال الکترون در سلول شامل تعدادي از سيتوکروم‌ها است که مانع توليد انرژي مي‌شوند.از اين گروه مي‌توان به ترکيباتي نظير روتنون، اسيد سيانيدريک و مونواکسيدکربن اشاره نمود.
5-2 بازدارنده‌هاي سيستم آنزيمي Mfo: سيستم Mfoيک سيستم اکسيد کننده پيچيده‌اي است که در ميکروزوم‌هاي کبدي پستانداران و بعضي بافت‌هاي حشرات وجود دارد. بعضي ترکيبات شيميايي از مشتقات متيلن دي اکسي فنيل مثل پي پرونيل بوتوکسايد توانايي اين را دارند که سيستم را در بدن حشره مهار کرده و از اکسيداسيون سم توسط اين سيستم ممانعت به عمل آورند.
5-3 بازدارنده‌هاي چرخه اسيد تري کربوکسيليک(TCA) و گليکوليز: تعدادي از سموم که غالبا” جزء ترکيبات معدني مي باشند با ممانعت از عمل آنزيم‌هاي مختلف در چرخه تري کربوکسيليک اسيد يا چرخه کربس اختلال ايجاد کرده و در نتيجه باعث توقف اعمال متابوليکي مي شوند. از اين گروه مي‌توان به ترکيبات فلوئوره آلي از جمله فلوئورواستات سديم و نيز برخي ترکيبات آرسنيکي اشاره نمود.
6- سموم ماهيچه‌اي: يون کلسيم در تحريک انقباضات عضلاني نقش مهمي دارد. برخي ترکيبات گياهي مانند ريانودين و وراتريدين با تأثير روي اين يون و يا به صورت ديگر در بافت ماهيچه‌اي اثر گذاشته و از انقباض آن جلوگيري مي‌کنند. اين ترکيبات باعث افزايش مصرف اکسيژن در بافت مي شوند.
7- ترکيبات آسکيله کننده: گروهي از ترکيبات شيميايي از نظر بيولوژيکي فعال بوده و قادرند يک گروه آلکيل را جانشين اتم هيدروژن موجود در ترکيبات تحت اثر نمايند.اين ترکيبات بر گروه‌هاي زيادي از ترکيبات شيميايي مهم مانند پروتئين‌ها، آنزيم‌ها و اسيدهاي نوکلئيک در بدن تأثير گذاشته و ايجاد اختلال مي‌نمايند. از اين گروه مي‌توان برمتيل برومايد و برخي ترکيبات عقيم کننده نظير آمينوپترين اشاره نمود(Engelen et al., 1998).

1-5-6- رده بندي سموم بر اساس نوع مسموميت
1-رده بندي سموم بر اساس سميت دهاني: گاهي سم از راه دهان وارد معده جانوران آزمايشگاهي يا موش‌هاي صحرايي شده و آن‌ها را تحت تأثير قرار مي‌دهد. از اين لحاظ سموم را مي‌توان به صورت زير تقسيم بندي نمود:
1-1 سموم پر قدرت:50LDآن‌ها mg/kg50 وزن بدن است. نظير پاراتيون
1-2 مواد شديدا” سمي: 50LDآن‌ها بين mg/kg200-50 وزن بدن است. نظير ديازينون، دي کلرووس، ديميتوات، دينوبوتون،هپتاکلر، متاسيستوکس و اندوسولفان
1-3 مواد با سميت متوسط: 50LDآن‌ها بين mg/kg1000-200 وزن بدن است. نظير کارباريل، ديکوفول، فنيتروتيون، فرمالين، مالاتيون، فوزامون، نيترافن، توکسافن، تري کلروفن و متالدهايد.
1-4 مواد با سميت کم: 50LDآن‌ها بيشتر از mg/kg1000 وزن بدن است. نظير بنوميل، محلول برموپروپيلات(نئورون)، ميلبکس، تتراديفون و روغن‌هاي صنعتي
2-رده بندي سموم بر اساس سميت پوستي:
در اين نوع تقسيم بندي، سميت سموم بر مبناي ورود آن‌ها از طريق پوست ارزيابي مي‌شود.
2-1 سميت حاد: 50LDآن‌ها کمتر از g/kg300 وزن بدن بوده و ضريب سميت پوستي دهاني کمتر از يک است.
2-2 قطعي: 50LDآن‌ها mg/kg1000-300 وزن بدن و ضريب سميت پوستي دهاني 3-1 است.
2-3 نسبتا” کم: 50LDآن‌ها بيشتر از mg/kg1000 وزن بدن و ضريب سميت تماسي گوارشي بيشتر از 3 است.
ضريب پوستي دهاني عبارت است از نسبت 50LDپوستي به 50LDدهاني است. مثلا” اگر 50LDپوستي سمي mg/kg300 و 50LDدهاني آن mg/kg400 باشد، ضريب پوستي دهاني 75/0 مي‌شود، يعني اين سم از طريق تماس 75/0 قابليت مسموميت دارد.

3- رده بندي سموم بر اساس سميت مزمن: ضريب تجمع عبارت است از نسبت متوسط دوز کشنده يک ماده شيميايي در آزمايشات زيست سنجي(سميت مزمن) به متوسط دوز کشنده در يک بار مصرف.
سموم بر اساس ميزان تجمع سم در بدن ارزيابي مي‌شوند:
3-1 سموم با خاصيت تجمعي بسيار شديد: ضريب تجمعي کمتر از يک است.
3-2 سموم داراي خاصيت تجمعي قطعي: ضريب تجمعي 3-1 مي‌باشد.
3-3 سموم با خاصيت تجمعي متوسط: ضريب تجمعي 5-3 مي‌باشد.
4-3 سموم با خاصيت تجمعي بسيار کم: ضريب تجمعي بيشتر از 5 مي‌باشد(DeWitt, 1956).

1-5-7- طبقه بندي سموم بر اساس نحوه حرکت در گياه
1- سموم سيستميک: اين گروه بعد از پاشيده شدن روي سطح گياه و يا خاک، به سرعت به داخل نسج گياه نفوذ کرده و از طريق سيستم آوندي در کليه اندام‌هاي آن پخش مي‌شوند و بدين ترتيب آفاتي را که از داخل يا خارج گياه تغذيه مي‌کنند تحت تأثير قرار داده و از بين مي‌برند. ترکيبات اين گروه هم داراي گروه چربي دوست و هم داراي باند آب دوست هستند و بدين ترتيب تا حد زيادي در آب حل مي‌شوند. خاصيت چربي دوستي به آن‌ها اجازه مي‌دهد که از قشر مومي سطح برگ عبور کنند و خاصيت آب دوستي نيز سبب مي‌شود که اين ترکيبات در شيره‌ي گياهي به جريان دربيايد. اکثر سموم فسفره در آوندهاي چوبي حرکت مي‌کنند. برخي از اين سموم عبارتند از: هپتئفوس، فسفاميدون، پريمور و ديمتوات و…..
2- سموم نفوذي يا نيمه سيستميک: اين ترکيبات در آب به مقدار کم قابل حل ولي در چربي‌ها نسبتا” محلول‌اند. خاصيت چربي دوستي آن‌ها سبب مي‌شود که در لايه مومي سطح برگ نفوذ کنند اما در بافت گياه به مقدار کمي پخش مي‌شوند. به عبارت ديگر وقتي روي برگ سمپاشي مي‌شود با نفوذ از ضخامت برگ، آفتي که در پشت برگ فعاليت مي‌کند آن را تحت تأثير قرار داده و از بين مي‌برد(خانجاني و پورميرزا،1384). اين سموم بايد قبل از رسيدن به محل هدف فعال شده و معمولا” اکسيد مي‌شوند و اين سموم معمولا” زماني مصرف مي‌شوند که دسترسي به آفت به دليل پيچيده شدن شاخ و برگ به سادگي امکان پذير نبوده و يا اين‌که آفت در زير پوست، برگ، ميوه و يا شاخه چوبي پنهان شده باشد. اين سموم در مورد آفاتي نظير شته‌هاي مومي تأثير خوبي دارند. برخي از اين ترکيبات عبارتند از: مالاتيون، پاراتيون، فنيتروتيون. مثلا” مالاتيون وقتي فعال مي‌شود به مالاکسون، پاراتيون به پاراکسون و بالاخره سوميتيون به سوميواکسون تبديل مي‌شود(Altman et al., 1977).

1-5-8- طبقه بندي سموم بر اساس ميزان دوام و پايداري
1-سموم با دوام بسيار زياد: اين سموم براي تجزيه شدن (معمولا” در خاک) و در واقع بي‌اثر شدن به زماني بيش از دو سال نياز دارند. به عبارت ديگر براي تجزيه ماده مؤثره حداقل دو سال زمان لازم است. د.د.ت، آلدرين، دي آلدرين و اغلب سموم کلره آلي متعلق به اين گروه هستند.
2- سموم با دوام نسبتا”زياد: اين سموم براي تجزيه شدن به زماني حدود 5/1 سال نياز دارند و معمولا” تحت شرايط محيطي مانند تغييرات آب و هوايي تغيير چنداني در آن‌ها ايجاد نمي‌کنند. روغن‌هاي معدني، Dnoc و برخي قارچ کش‌ها در اين گروه قرار دارند.
3- سموم با دوام متوسط: متوسط زمان لازم براي تجزيه اين سموم بين 6-1 ماه است. ترکيباتي مانند ليندين و ديمتوآت که قدرت تبخير شوندگي نسبتا” کمي دارند جزء اين گروه مي‌باشند. کاربرد اين سموم در کشاورزي با رعايت نکاتي نظير زمان مصرف و دوره کارنس امکان پذير است.
4- سموم کم دوام: اين دسته از سموم، وقتي با آب مخلوط مي‌شود به شدت هيدروليز مي‌شوند به طوري‌که اگر صبح با آب مخلوط شوند و تا پايان روز مصرف نشود هيدروليز و بي اثر مي‌گردد. معمولا”مدت تجزيه اين سموم کمتر از يک ماه است. سمومي نظير ديکلرووس جزء اين گروه مي‌باشد. دوره کارنس اين سم بين 3-1 است.(Luque et al., 2012).

1-5-9- طبقه بندي براساس ساختارشيميايي
1- ترکيبات معدني: اين ترکيبات در ساختار شيميايي خود فاقد اتم کربن هستند و به دو گروه عمده تقسيم مي‌شوند:
1-1 ترکيبات معدني طبيعي نظير سموم گوگردي معدني
1-2 ترکيبات معدني سنتز شده نظير سموم آرسنيکي، فلوئوره و غيره
2-ترکيبات آلي: اين ترکيبات در ساختار شيميايي خود فاقد اتم کربن هستند. اين ترکيبات نيز به دو گروه تقسيم مي‌شوند:
2-1 ترکيبات آلي طبيعي مانند روغن‌هاي طبيعي، سموم گياهي و غيره
2-2 ترکيبات آلي مصنوعي مانند ترکيبات آلي فسفره، پيروتروئيدهاي مصنوعي، تيوسيانات‌ها و غيره(Zhang et al., 2011)

1-6- آفت کش‌هاي ارگانوفسفره(آلي فسفره)
بيش از نيم قرن است که به طور گسترده از آفت کش‌هاي ارگانوفسفره براي مقاصد کشاورزي استفاده مي‌شود. بيش از 300 نوع مختلف از اين آفت کش‌ها را مي‌توان در فروشگاه‌ها يافت نمود، که تقريبا” %45 آن‌ها بيشتر مورد استفاده قرار مي‌گيرند. ارگانوفسفره‌ها پر مصرف‌ترين آفت کش و معمول‌ترين علت مسموميت با حشره کش‌ها در جهان را تشکيل مي‌دهند. در اين خصوص کافي است بدانيم که آژانس حفاظت از محيط زيست آمريکا(EPA) علت %80 از موارد بستري به خاطر حشره کش‌ها را، مسموميت با ارگانوفسفره‌ها ذکر کرده است(رسولي کوچه، 1378).ارگانوفسفره‌ها به علت مؤثر بودنشان بيشتر مورد پسند کشاورزان مي‌باشند و در طي چند روز پس از به کارگيري تجزيه شده و به طور نسبتا” سريع هيدروليز مي‌گردند، بنابراين در محيط باقي نمي‌مانند در حالي که حشره کش‌هاي ارگانوکلره مثلDDT بدون تغيير در بافت‌هاي حيوانات و انسان باقي مي‌مانند و در محيط زيست و حيوانات اثرات جانبي دارند.حشره کش‌هاي فسفره به کليه سمومي اطلاق مي‌شود که در ترکيب خود داراي فسفره هستند. در اين گروه، سموم با خاصيت تماسي، گوارشي نفوذي، تدخيني و سيستميک وجود دارند. منشأ اصلي اين سموم اسيد فسفريک است. ترکيبات فسفره مخلوطي از الکل‌ها و اسيدهاي فسفردار مختلف هستند که آن‌ها را استر مي‌نامند، به عبارت ديگر اين ترکيبات استر الکل‌هاي مختلف با اسيدهاي فسفره مي‌باشند. استرهاي فسفر داراي ترکيبات متفاوتي هستند. علاوه بر فسفر، آن‌ها داراي اکسيژن، کربن، گوگرد و ازت بوده و بدين لحاظ داراي مشخصات متفاوتي مي‌باشند. خواص سمي اين ترکيبات ابتدا توسط دانشمند آلماني به نام شرادر در سال 1937 کشف شد. ترکيبات فسفره از نظر ساختمان شيميايي و نحوه اثر شبيه به گازهاي عصبي گروه فسفروهاليد و فسفروسيانيد هستند. برخي از اين ترکيبات نظير سيانيدها به عنوان سموم عصبي معروفند. اين ترکيبات اولين بار در جنگ جهاني دوم به صورت مد مورد استفاده قرار گرفتند. يکي از اين نوع ترکيبات تابون است که توسط آلماني‌ها ساخته شد و از خطرناک‌ترين سموم فسفره مي‌باشد. علاوه بر اين، در طول جنگ جهاني دوم دانشمندان آلماني به رهبري گرهارد شرادر گازهاي سمي ديگري نظير گاز سارين و سومان را ساختند و آن‌ها را در جنگ مورد استفاده قرار دادند. ترکيبات شيميايي با خاصيت حشره کشي که در اين زمان ساخته شدند از مشتقات اسيد فسفريک هستند.بعضي از ارگانوفسفره‌ها به طور مستقيم توکسيک هستند و بعضي ديگر مانند مالاتيون بايد در کب

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید