مطالعه تطبیقی الگوریتم های ترکیبی کارا به مقصود ارزیابی عملکرد مالی شرکت های بورس اوراق بهادار با بهره گیری از رویکرد فازی

قسمتی از متن پایان نامه :

2-2-8-2-3- ارزش افزوده نقدی (CVA)

  ارزش افزوده­ نقدی مازاد وجه ­نقدی تعریف می­گردد که پس از کسر هزینه ­سرمایه­ نقدی از سود نقدی عملیاتی بدست می­آید. این مازاد وجه ­نقد گاهی اوقات سود نقدی مازاد نیز نامیده می­گردد. (حیدری 1383: 60).

مدل ارزش افزوده نقدی (CVA) فقط شامل اقلام نقدی می­باشد؛ یعنی، سود نقدی عملیاتی پس از کسر مالیات با هزینه سرمایه­ای که آن هم نقدی می باشد (بهره پرداختی به علاوه سود سهام پرداختی) مقایسه می­گردد. این مدل بر محور ایده اقتصادی استوار می باشد؛ بدین معنی که، یک واحد تجاری زمانی می­تواند ارزش ایجاد کند که بازده آن بیشتر از کل هزینه سرمایه شرکت باشد. این معیار و معیار ارزش افزوده اقتصادی نوعی تعریف عملیاتی از سود مدیریت (مازاد) هستند که توسط مارشال مطرح گردید. مفهوم ارزش افزوده نقدی بسیار شبیه ارزش افزوده اقتصادی می باشد، با این تفاوت که ارزش افزوده اقتصادی کل ثروت ایجاد شده توسط شرکت طی یک دوره مالی را برآورد می­کند، اما ارزش افزوده نقدی تنها بخش نقدی آن را لحاظ می­نماید. به بیانی دیگر، ارزش افزوده نقدی همان ارزش افزوده اقتصادی می باشد که اقلام غیر نقدی آن حذف شده می باشد.

تا به حال ارزش افزوده نقدی در معرض چندین تعدیل اساسی قرار گرفته می باشد؛ دو مورد از آنها در اینجا تصریح می­گردد:

  1. محاسبه ارزش افزوده نقدی توسط گروه مشاوره بوستون

برای رسیدن به جریانات نقدی عملیاتی تعدیل شده، استهلاک اقتصادی از جریانات نقدی عملیاتی کسر می­گردد. استهلاک اقتصادی به مبالغ وجوه استهلاکی مورد نیاز همراه با هزینه سرمایه کسب شده که برای جایگزینی دارایی ضروری می­باشند اطلاق می­گردد.

مثل CFROI، جریانات نقدی عملیاتی تعدیل شده بر حسب ریال ثابت (سطح عمومی قیمت­ها) تجدید ارائه می­شوند.

میانگین موزون هزینه سرمایه نادیده گرفته می­گردد و به جای آن از نرخ محرک بازار بهره گیری می­گردد. نرخ محرک بازار به عنوان نرخ تنزیلی می باشد که ارزش فعلی خالص جریانات نقدی شرکت­ها را با مجموع هزینه بدهی و سرمایه همان شرکت­ها برابر می­کند. نرخ محرک بازار ذاتاً نرخ بازده مورد تقاضا در بازار می باشد.

  1. محاسبه ارزش افزوده نقدی توسط فردریک[1] و ویسن رایدر[2]:

جریانات نقدی عملیاتی تعدیل شده از طریق یافتن جریانات تنزیل شده­ای که در طول عمر اقتصادی سرمایه­گذاری، خالص ارزش فعلی برابر با صفر ارائه نماید، محاسبه می­­گردد. سرمایه­گذاری ناخالص، دارائیهای غیر استراتژیک را نادیده می­گیرد.

ارزش افزوده نقدی که در اینجا بحث می­گردد با حفظ همان منطق ارزش افزوده نقدی ارائه شده توسط گروههای بالا؛ به لحاظ بهره گیری از ارقام حسابداری، محاسبات مربوط را ساده­تر  می­نماید.

هزینه سرمایه نقدی – سود نقدی ­عملیاتی پس ازکسر مالیات = CVA

مالیات پرداختی – وجه ­نقد = سودنقدی عملیاتی پس از کسر مالیات

شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

مالیات پرداختی: این رقم نیز مستقیماً از صورت جریانات نقدی تهیه شده طبق استاندارد شماره 2 از استانداردهای حسابداری ایران به دست می­آید.­

سود سهام پرداختی + بهره­ پرداختی = هزینه سرمایه نقدی

مقصود از سود نقدی عملیاتی وجه ­نقد حاصل از فعالیتهای عملیاتی موجود در صورت جریان وجه نقد تهیه شده طبق استاندارد شماره 2 از استانداردهای حسابداری ایران می باشد. دلیل اصلی بهره گیری از هزینه سرمایه نقدی به جای مدل CAPM یا سایر مدلهای کاربردی بازارهای کارا به بحث انتقادی که در مبحث EVA تصریح کردیم برمی­گردد.

ارزش­ افزوده ­نقدی نیز مانند ارزش­ افزوده­  اقتصادی به دنبال دو هدف اساسی می باشد:

الف) ارزیابی عملکرد مدیریت در قبال ارزشی که برای سهامداران ایجاد کرده می باشد.

ب) ارائه اطلاعاتی سودمند به سرمایه­گذاران در جهت انتخاب سهام پر بازده.

ارزش افزوده­ی نقدی ارزش ایجاد شده از دیدگاه سهامداران را مطالعه می­کند، چارچوبی جدید برای تعیین ارزش بر مبنای یکپارچگی سرمایه­ی عملیاتی، مدیریت ریسک هزینه­ی سرمایه و برنامه­ی عملیات سرمایه­گذاری می باشد. برخلاف روشهای سنتی، از داده­های صورت جریان وجه نقد (بر مبنای حسابداری نقدی تهیه شده می باشد) بهره گیری می­کند.  CVAمدل خالص ارزش فعلی می باشد و سرمایه­گذاری ها را به دو دسته­ استراتژیک و غیر استراتژیک طبقه بندی می­کند. سرمایه­گذاری استراتژیک به مقصود ایجاد ارزش جدید برای سهامداران انجام می­گردد و  سرمایه­گذاری غیر استراتژیک “هزینه­ای” می باشد برای نگهداری ارزش ایجاد شده توسط  سرمایه­گذاری استراتژیک (لو و همکاران[3]، 2012). در مدل CVA، سرمایه­گذاریهای استراتژیک اساس سرمایه را تشکیل می­دهند. سرمایه­گذاری­های با هدف حفظ ارزش سرمایه­گذاری اصلی هزینه محسوب می­شوند. مدیریت بایستی قادر باشد که به گونه مداوم شرکت را از دید سرمایه­گذار ارزیابی کند. از دید سرمایه­گذاران سودآوری و ایجاد ارزش در شرکتها تابعی می باشد از پولی که در آغاز سرمایه­گذاری   می­گردد و جریانات نقدی که از عملیات به دست می­آید و همچنین طول دوره سرمایه­گذاری و هزینه سرمایه آنها. سهامداران می­خواهند که از سرمایه­گذاری در سهام شرکت پول به دست آورند. پس آنها الزامات مالی روی تصمیمات استراتژیک مدیریت دارند. تأکید روی سرمایه­گذاری­های استراتژیک به مدیران شانس بهتر برای آینده شرکت را می­دهد و سرمایه­گذاری غیراستراتژیک از ارزش اولیه سرمایه­گذاری­های استراتژیک دفاع می­کند. در مدل CVA به این سرمایه­گذاری­ها به عنوان هزینه نگریسته می­گردد. تأکید بر سرمایه­گذاری استراتژیک می­تواند چارچوبی برای مدلهایی باشد که عملکرد مالی را می­سنجند (داوری­فر، 1383: 48). مانند مزایای مدل CVA این می باشد که به مدیریت اجازه می­دهد که روی تعداد زیادی سرمایه­گذاری استراتژیک تأکید داشته باشد و بازخورهای مرتبط با خروجی­های مالی از تصمیمات    سرمایه­گذاری گذشته تهیه کند. به بیانی دیگر به مدیریت کمک می­کند از تکرار تصمیمات ضعیف   سرمایه­گذاری اجتناب کند.

[1] Fredrik

[2] Weissenrider

[3] Loo et al

سوالات یا اهداف پایان نامه :

 سؤال ­های پژوهش:

  1. آیا معیارهای مبتنی بر ارزش نسبت به معیارهای سنتی حسابداری محتوای اطلاعاتی بیشتری دارند؟
  2. آیا با بهره گیری از ترکیب معیارهای مبتنی بر ارزش و معیارهای سنتی حسابداری می توان مدلی جدید در اندازه­ گیری عملکرد مالی شرکت­ها ارائه نمود؟

پایان نامه مطالعه تطبیقی الگوریتم های ترکیبی کارا به مقصود ارزیابی عملکرد مالی شرکت های بورس اوراق بهادار با بهره گیری از رویکرد فازی

پایان نامه مطالعه تطبیقی الگوریتم های ترکیبی کارا به مقصود ارزیابی عملکرد مالی شرکت های بورس اوراق بهادار با بهره گیری از رویکرد فازی

پایان نامه - تز - رشته حسابداری