“سودمندترين علم آن است که به آن عمل شود”
حضرت علي (ع)
سپاس بي منتها خداوندي را که نعمت انديشيدن را در انسان به وديعه نهاد و به اين وسيله او را اشرف مخلوقات گردانيد. خداوندي که بر هر نعمت حق و سپاسي براي بندگان مقرر فرمود. لذا اين تقرير را با قدرداني و تشکر از پدر و مادر عزيزم که وجودم برايشان همه رنج بود و وجودشان برايم همه مهر، مويشان سپيدي گرفت تا رويم سپيد بماند، آغاز مي کنم.
شايسته است که از تمام اعضاء محترم گروه علوم دامي دانشگاه آزاد اسلامي واحد مراغه به ويژه اساتيد محترم گروه به خاطر زحمات ارزنده اي که براي بنده متحمل شدند تقدير و تشکر نمايم. از استاد راهنماي عزيز و ارجمندم جناب آقاي دکتر اکبر تقي زاده که در طول مدت تحصيل از راهنمايي هاي ارزشمند علمي و اخلاقي ايشان بهره مند بودم، کمال تقدير و تشکر و سپاسگزاري را دارم و زحمات صادقانه شان را ارج مي نهم.
از استاد ارجمندم جناب آقاي دکتر عليرضا صفامهر که زحمات مشاوره و هدايت فني اين پايان نامه را متحمل شدند صميمانه سپاسگزاري و قدرداني مي نمايم.
از استاد بزرگوارم جناب آقاي دکتر يوسف مهمان نواز که در آناليز آماري اين تحقيق بنده را ياري فرمودند کمال سپاس و امتنان را دارم.
از استاد ارجمندم جناب آقاي دکتر محمدحسين شهير که هم در دوران تحصيل و انجام اين پايان نامه بنده را ياري فرمودند و هم زحمت داوري اين پايان نامه را برعهده داشتند تشکر و قدرداني مي نمايم.
از اساتيد ارجمندم جناب آقاي دکتر علي نوبخت، جناب آقاي دکتر ياور شرفي و جناب آقاي دکتر علي شمس که در طول دوران تحصيل و همچنين در تدوين پايان نامه از همکاري هاي علمي ارزنده شان برخوردار بودم ، نهايت تشکر و قدرداني را دارم.
از آقاي دکتر مجيد ابراهيمي (جراح دامپزشک) که بسيار دوستانه در مراحل جراحي و نصب فيستولا براي انجام اين تحقيق همکاري نمودند، تشکر و قدرداني مي نمايم.
از حوزه پژوهش دانشگاه بخصوص مديريت محترم پژوهشي جناب آقاي مهندس رامين سيدي و کارشناسان محترم حوزه پژوهش و همچنين کتابخانه، نشريات، چاپ و تکثير، مرکز کامپيوتر و سايت اينترنت که در طول تحصيل همکاري لازم را مبذول داشتند، تقدير و تشکر مي کنم.
از پرسنل محترم گاوداري تحقيقاتي دانشکده کشاورزي به ويژه مديريت محترم گاوداري جناب آقاي دکتر احدي و همچنين کادر زحمتکش گاوداري که کمال همکاري را داشتند، بسيار سپاسگزارم.
از مديريت محترم آزمايشگاه جناب آقاي مهندس عباسزاده و پرسنل زحمتکش که مساعدت لازم را انجام دادند، تقدير و تشکر مي نمايم.
از دوست عزيز و بزرگوارم جناب آقاي مهندس حميد پايا که در مراحل تحقيق از همکاري صادقانه و تجربيات ارزنده ايشان بهره مند بودم کمال سپاس و امتنان را دارم.
از دوستان همکلاسي ام آقايان ايوب عباسي، ساسان عليزاده، رجب قاسم عليزاده، هادي عطارحسيني و فرهاد نعيمي هوشمند که همواره کمک کار هم بوديم، سپاسگزاري مي نمايم و همچنين از ساير دوستانم وحيد و سعيد حيدري، جعفر گودرزي که مرا ياري فرمودند تشکر و قدرداني مي کنم.
از برادران مهربانم محمد باقر و علي و پسر خاله عزيزم سيروس نادري که صميمانه مرا ياري نمودند، کمال تشکر و امتنان را دارم و همچنين از برادرزاده عزيزم توحيد، که در انجام بخشي از عمليات اجرايي مرا ياري فرمود کمال سپاسگزاري را دارم.

چکيده:
به منظور تعيين ارزش غذايي چين هاي مختلف يونجه با روش هاي مختلف مانند روش هاي کيسه هاي نايلوني (nylon bag) و روش آزمون گاز (gas test) تحقيق حاضر انجام شد. همچنين جهت خوشخوراکي سه چين مختلف يونجه با استفاده از شاخص STIR1 (گرم ماده خشک مصرفي بر هر دقيقه) اندازه گرفته شد. در اين پژوهش تعداد سه راس گوسفند اخته فيستولا گذاري شده (6/2 ±49 کيلوگرم) ، براي آزمايش in situ مورد استفاده قرار گرفتند. مقدار گاز توليدي در زمان هاي 2، 4، 6، 8، 12، 16، 24، 36، 48، 72، و 96 ساعت و تجزيه پذيري به روش کيسه هاي نايلوني در زمان هاي 72،48،36،24،16،12،8،4،0 و 96 ساعت اندازه گيري گرديد. ميزان خوشخوراکي چين هاي اول، دوم و سوم يونجه بترتيب 63/7 ، 13/8 و 57/8 گرم ماده خشک در هر دقيقه بود که از لحاظ آماري تفاوت معني دار (05/0 P) بود. تجزيه پذيري ماده خشک چين هاي اول، دوم و سوم يونجه در 96 ساعت پس از انکوباسيون به ترتيب 47/60 ، 71/64 و 36/64 درصد بود که از لحاظ آماري تفاوت معني داري نداشتند. تجزيه پذيري پروتئين خام چين هاي اول، دوم و سوم يونجه در 96 ساعت پس از انکوباسيون به ترتيب 48/60 ، 08/63 و 07/58 درصد بود که از لحاظ آماري تفاوت معني داري نداشتند. ميزان گاز توليدي چين هاي اول، دوم و سوم يونجه در ساعت 96 انکوباسيون به ترتيب 54/322 ، 21/295 و 32/300 ميلي ليتر بر گرم ماده خشک بودکه از لحاظ آماري تفاوت معني داري نداشتند. ضريب همبستگي به دست آمده بين تجزيه پذيري ماده خشک و ميزان گاز توليدي براي چين هاي مختلف يونجه به ترتيب 89/0، 85/0 و 84/0 بود و اين ضريب بين تجزيه پذيري پروتئين خام و ميزان گاز توليدي به ترتيب 87/0، 88/0 و 84/0 بود. بالا بودن همبستگي بين روش هاي کيسه هاي نايلوني و توليد گاز نشان دهنده صحت استفاده از روش توليد گاز با هزينه کمتر در تعيين قابليت هضم مواد خوراکي است.

واژه هاي کليدي: چين هاي يونجه، خوشخوراکي، کيسه هاي نايلوني، توليد گاز.

1-1- مواد خوراکي1 و طبقه بندي آن:
خوراک به ماده اي اطلاق مي شود که حيوان بتواند آن را بخورد و مواد مغذي آن را براي تامين نيازهاي خود مورد استفاده قرار دهد. بطور کلي مواد خوراکي از مواد مرکبي تشکيل شده است که پس از خورده شدن توسط حيوان ، در طول دستگاه گوارش هضم شده و به مواد ساده و قابل جذب تبديل مي شوند (نيکخواه و امانلو،1374؛نويدشاد و جعفري،1379؛ نجف نژاد،1385).
قسمت عمده ي غذاي دام را گياهان و پس مانده فرآورده هاي گياهي و حيواني تشکيل مي دهند. مواد موجود در غذا باعث واکنش هاي حياتي و تشکيل بافت هاي بدن حيوان مي شود. به اين مواد ، مواد مغذي گفته مي شود (دهقانيان و نصيري مقدم،1384). در اکثر مواد خوراکي ، مواد مغذي به مقدار کم يا زياد و با قابليت هضم متفاوت وجود دارد (دهقانيان و نصيري مقدم،1384؛نجف نژاد،1385) . ولي مواد خوراکي علاوه بر تامين مواد مغذي به عنوان کاهش دهنده اکسيداسيون مواد مغذي، امولسيون کننده چربي ها، تامين حجم مناسب و طعم بکار گرفته مي شوند. بايد توجه داشت که همه ترکيبات موجود در خوراک دام، مواد مغذي قابل استفاده نيستند. در حقيقت بعضي از مواد مصرف شده، نامحلول و يا غيرقابل هضم اند و ممکن است بعضي از آنها تحت شرايطي ، بسيار سمي باشند (نيکخواه و امانلو،1374).
در مطالعه تغذيه و خوراک دادن دام لازم است توجه کافي به مواد خوراکي مبذول گردد، زيرا آنها مواد خاصي هستند که براي توليد دام ضروري مي باشند. در حيوانات اهلي که براي توليد غذا يا الياف پرورش مي يابند. تبديل موثر مواد خوراکي به فراورده هاي مفيد، جهت استفاده انسان از اهميت زيادي برخوردار است. لذا، شناسايي بعضي از ترکيبات شيميايي و غذايي گروه هاي مهم مواد خوراکي زمينه درک بهتري را در مورد تغذيه عملي دام فراهم مي کند.

بطور کلي در غذا همان موادي موجود است که در بدن حيوان نيز وجود دارد، ترکيبات تشکيل دهنده در يک خوراک شامل مواد آلي و مواد معدني مي باشند، مواد آلي شامل اجزايي همچون کربوهيدرات ها، ليپيد ها،پروتئين ها،اسيدهاي نوکلئيک،اسيدهاي آلي و ويتامين ها مي باشند. فرق بدن حيوان و غذا در متفاوت بودن نوع ترکيبات مواد و همچنين مقدار ترکيباتي است که هر يک از اين مواد در آن يافت مي شوند (دهقانيان و نصيري مقدم،1384). مواد خوراکي مورد استفاده در تغذيه دام را بطور کلي و برحسب تعريف مي توان به دو گروه عمده تقسيم کرد : 1- مواد خوراکي متراکم 2- مواد خوراکي خشبي (نيکخواه و امانلو،1374؛ نويدشاد و جعفري، 1379).

1-1-1- مواد خوراکي متراکم(کنسانتره اي) :
بنا به تعريف، مواد خوراکي متراکم، داراي الياف خام کم، قابليت هضم بالا و در نتيجه انرژي قابل دسترس بالايي براي دام مي باشند و بر حسب نوع ماده متراکم، برخي از آنها پروتئيني و گروهي صرفا از ارزش انرژي زايي بالايي برخوردارهستند. مواد متراکم در جيره غذايي نشخوارکنندگان به عنوان مکمل جيره پايه و متعادل کننده مواد مغذي، که به همراه مصرف علوفه در مواقعي که نياز دام بالا است، مورد استفاده قرار مي گيرند (نيکخواه و امانلو، 1374؛نويدشاد و جعفري، 1379).

1-1-2- مواد خوراکي خشبي(علوفه اي) :
اين گروه از مواد خوراکي داراي الياف خام بالا (بيشتراز18 درصد) و ميزان پروتئين متوسط مي باشند. قابليت هضم نسبتا کم و در نتيجه انرژي قابل استفاده آنها براي دام در حد بالايي نيست.
الياف علاوه بر تحريک عمل نشخوار و توليد بزاق، داراي قابليت بافري مي باشند. قابليت بافري الياف گياهي از خصوصيات جذب سطحي آنها منشاء مي گيرد که تمايل دارند آب، يون ها و ساير مواد محلول را به خود جذب کنند. بارزترين خصوصيت جذب سطحي الياف،ظرفيت تبادل کاتيوني است که درواقع تعيين کننده ظرفيت بافري الياف مي باشد. ظرفيت تبادل کاتيوني ديواره سلولي از خصوصيات فيزيکوشيميايي الياف، خاصيتي است که در تنظيم فعاليت تخميري نقش هاي قابل توجهي به آن نسبت داده شده و مقدار آن بسته به نوع الياف متفاوت است. الياف گياهي يون هاي هيدروژن را طي فرايند تخمير شکمبه اي، در سطح خود جذب و به آهستگي آزاد مي کنند،بنابراين تامين کننده درجاتي از خاصيت بافري در شکمبه مي باشند (شورنگ، 1379).
ديواره سلولي گياهان، ساختمان پيچيده اي دارد که شامل پليمرهاي بزرگ سلولز، همي سلولز و ليگنين است. ارتباط نزديک فيزيکي و شيميايي بين مواد تشکيل دهنده ديواره سلولي، از تجزيه پذيري کربوهيدرات هاي ساختماني گياهان بوسيله ميکروفلور شکمبه، جلوگيري مي نمايد (کانال و همکاران1، 1990).
در شرايط آب و هوايي ايران از کمبودهاي اساسي در تغذيه دام، کمبود علوفه است. از سوي ديگر به علت شرايط نامناسب برداشت و نگهداري، بخش قابل توجهي از مواد مغذي علوفه از بين مي رود (چاجي و همکاران، 1385).
والدو2 (1986) عوامل مهم در تبديل علوفه به توليدات دامي را بصورت زير بيان مي نمايد.
ماده خشک مصرفي و يا انرژي مصرفي، قابليت هضم، بازدهي تبديل انرژي هضم شده به انرژي متابوليسمي و بازدهي انرژي متابوليسمي به انرژي خالص در توليدات دامي.
علوفه ها اصولا مواد خوراکي هستند که بيشتر در تغذيه علفخواران مورد استفاده قرار مي گيرند و بخش اصلي جيره غذايي آنها را شامل مي شوند. زيرا شرايط دستگاه گوارش نشخوارکنندگان و نوع ميکروب هايي که در آن استقرار يافته اند،اين توانايي را به دام مي دهند که به راحتي از مواد علوفه اي به عنوان ماده خوراکي استفاده کنند.خود مواد علوفه اي نيز به صورت هاي مختلف از جمله علوفه خشک،علوفه تازه و سيلوها مي تواند به عنوان خوراک دام مورد استفاده قرارگيرد (نيکخواه و امانلو، 1374؛ صوفي سياوش و جانمحمدي، 1383). مصرف حداقل مواد خشبي به صورت علوفه توسط گاوشيري براي سلامت دام و فعاليتهاي طبيعي دستگاه گوارش ضروري است

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید